مه را ز ثاب حسن تو هر شب قیامت است

مه را ز ثاب حسن تو هر شب قیامت است کان سرو را چه شیوه رفتار و قامت است گر خلق را ز عشق تو…

Continue Reading...

من ز جانان به جان گریخته‌ام

من ز جانان به جان گریخته‌ام وز جفای جهان گریخته‌ام آفرین بر گریزپایی من کز غم این و آن گریخته‌ام خلق در خانه‌ام کجا یابند…

Continue Reading...

مکش بر هر دلی تیر و مکش باز از حسد ما را

مکش بر هر دلی تیر و مکش باز از حسد ما را کزان مژگان ز صد ناوک صد ویک می رسد ما را به هجران…

Continue Reading...

مرا که ساغر چشم از غم تو پر خون است

مرا که ساغر چشم از غم تو پر خون است چه جای ساقی و جام و شراب گلگون است حکایت نو به تفسیر شرح نتوان…

Continue Reading...

مرا بر رخ از دیده خون آمد است

مرا بر رخ از دیده خون آمد است که اشک از چه بر من برون آمد است کجا ایستد از چکیدن سرشک که این شیشه…

Continue Reading...

ما را نه غم ننگ و نه اندیشه نام است

ما را نه غم ننگ و نه اندیشه نام است در مذهب ما مذهب ناموس حرام است گو خلق بدانید که پیوسته فلان را رخ…

Continue Reading...

ما بی به روی تو آهم ز ثریا بگذشت

ما بی به روی تو آهم ز ثریا بگذشت بسیاری دیده دریا شد و هر قطره ز دریا بگذشت گرچه در مجمع دل درد بود…

Continue Reading...

لیست آن بگو با شکر خورده ای

لیست آن بگو با شکر خورده ای ز خود خورده باشی اگر خورده ای چرا میدهد زآن دهان بوی جان چو دایم ز لبها جگر…

Continue Reading...

گل از پیراهنت بوئی شنیدست

گل از پیراهنت بوئی شنیدست گریبان از برای آن دریده ست چو دید اندر چمن دامن کشانت ز حسن و لطف خود دامن کشیده است…

Continue Reading...

گرمه به زمین باشد آن زهره جبین باشد

گرمه به زمین باشد آن زهره جبین باشد دوری طلبد از ماه نیز چنین باشد نتوان طلب بوسی کرد از لب خندانش حلوا نتوان خوردن…

Continue Reading...