سر ما را نرسد اینکه به پای تو رسد

سر ما را نرسد اینکه به پای تو رسد گر رسد دیده بروی تو برای تو رسد بر دل و جان چو غم و درد…

Continue Reading...

زیر لب قند مکرر سخنت را گفتم

زیر لب قند مکرر سخنت را گفتم گر ترا هیچ نگفتم دهنت را گفتم گرچه گفتم به شبیخون در دلها شکنی آن سخن زلف شکن…

Continue Reading...

زاهد از روی تو تا چند مرا توبه دهد

زاهد از روی تو تا چند مرا توبه دهد گو دعا کن که خدایش ز ریا توبه دهد گفته ای بردر منه بس کن ازین…

Continue Reading...

رویت گل سیراب نگوییم چه گوییم

رویت گل سیراب نگوییم چه گوییم آن لب شکر ناب نگوییم چه گوییم آن زلف کمندافکن و رخسار و جبین را دزد و شب مهتاب…

Continue Reading...

رفت عمر و نشد آن شوخ به ما بار هنوز

رفت عمر و نشد آن شوخ به ما بار هنوز می کند جور به باران وفادار هنوز طرفه کاری که رسید از غم او کار…

Continue Reading...

ذکر مه کردم شبی روی توام آمد

ذکر مه کردم شبی روی توام آمد باد شب کردم به دل با سر زلفت فتاد به یاد گر نمایی با دو دال زلف قد…

Continue Reading...

دوش با خود ترانه می‌گفتم

دوش با خود ترانه می‌گفتم غزل عاشقانه می‌گفتم جام بر کف حکایت لب بار به شراب مغانه می‌گفتم شیم از زلف او چو بود دراز…

Continue Reading...

دلم از شمع رخت در تب و تابست امشب

دلم از شمع رخت در تب و تابست امشب کارم از نرگس مست تو خرابست امشب تن رنجور من از دست دل و دیده چو…

Continue Reading...

دل من به داغ جفا سوختی

دل من به داغ جفا سوختی مرا مانده دل را چرا سوختی کرا سوخت عشقت که آنم نسوخت مرا سوختی هر کرا سوختی بسی سوخت…

Continue Reading...

دل صفه خال تو با زلف گفت

دل صفه خال تو با زلف گفت دانه در در شب تاریک سفت سرو قدت راست چمن سرو راست کس سخن راست نیارد نهفت تا…

Continue Reading...