گر به سنگ سنمم عشق تو دندان شکند

گر به سنگ سنمم عشق تو دندان شکند دل ز لبهای تو دندان طمع بر نکند آنچنان ساده رخی داری و لغزان که برو گر…

Continue Reading...

کعبه کویش مراد است این دل آواره را

کعبه کویش مراد است این دل آواره را با مراد دل رسان یا رب من بیچاره را دل در آن کو رفت و شد آواره…

Continue Reading...

کارم ز دست شد نظری کن بکار من

کارم ز دست شد نظری کن بکار من بنگر بکار بنده خداوندگار من فارغ شدم ز جنت و فردوسی و حورعین تا اوفتاد بر سر…

Continue Reading...

عید می آید و وقتست که در مه نگریم

عید می آید و وقتست که در مه نگریم پرده برگی که از مه به تو مشتاق تریم از جمال تو که عیدست و به…

Continue Reading...

عشق تو سراسر همه سوز و همه دردست

عشق تو سراسر همه سوز و همه دردست رین شیوه به اندازه مردی است که مردست آنکس که درین صرف نکردست همه عمر بیچاره ندانم…

Continue Reading...

عاشقان دردش طلب دارم مرا همدرد کیست

عاشقان دردش طلب دارم مرا همدرد کیست آنکه دارد در غم او جان غم پرورد کیست ای که گرم و سرد عالم هر دو نیکو…

Continue Reading...

صفت زلف کجت راست نباید به قلم

صفت زلف کجت راست نباید به قلم مه نو باشد از ابروی تو بسیاری کم تو به خوبی نه چنانی که شکیب از تو توان…

Continue Reading...

شبی که بی رخ آن شمع مه جبین باشم

شبی که بی رخ آن شمع مه جبین باشم به ناله همدم و با درد همنشین باشم مرا که مهر دلفروز در دلست چو صبح…

Continue Reading...

سگ کویش به من دربند باری است

سگ کویش به من دربند باری است عزیزی را سر و سودای خواری است مرا هست از سگش هم چشم باری گدا را آرزوی شهر…

Continue Reading...

سر زلفت نمی خواهم که در دست صبا افتد

سر زلفت نمی خواهم که در دست صبا افتد کز آن جانها رود بر باد و سرها زیر پا افتد رقیب از حد برون پای…

Continue Reading...