ز ماهتاب جمالت ز ماه تاب رود

ز ماهتاب جمالت ز ماه تاب رود چه جای ماه سخن هم در آفتاب رود تو آن دری که از پیش نظر اگر بروی مرا…

Continue Reading...

روزی که به من ناز و عتابت به حساب است

روزی که به من ناز و عتابت به حساب است آن روز مرا روز حساب است و عذاب است گفتی پس قرنی ز جفایت بکشم…

Continue Reading...

رحمت آری و کنی چاره این درد نهانم

رحمت آری و کنی چاره این درد نهانم گر بدانی که ز هجر تو چسان میگذرانم چند در کوی تو بربوی تو برخاک نشینم آتش…

Continue Reading...

دوشم دل از غم تو بر آتش همی‌تپید

دوشم دل از غم تو بر آتش همی‌تپید وز دیده با خیال لبت آب می‌چکید زآن لب چو می‌شنید حدیثی دل کباب می‌سوخت چون نمک…

Continue Reading...

دو بوسم که گفتی اگر گویم آن کو

دو بوسم که گفتی اگر گویم آن کو مرا آن زبان کو ترا آن دهان کو کمر گفته بودی که بندم بخونت کمر خود ببندی…

Continue Reading...

دل نیست بدستم بر دلبر چه فرستم

دل نیست بدستم بر دلبر چه فرستم جان هست ولی چیز محقر چه فرستم غم نیست از بنم که فرستم سر و جانش اندیشه از…

Continue Reading...

دل که میرفت ز خود چون نرود باز چنین

دل که میرفت ز خود چون نرود باز چنین چشم و ابروی ترا شیوه چنان ناز چنین من بیدل چو زرم با توز اخلاص درون…

Continue Reading...

دل ز دستم به طلبکاری یاری رفتست

دل ز دستم به طلبکاری یاری رفتست دیر خواهد به من آمد و به کاری رفتست هر قراری که به دل دارم ازو خواهد رفت…

Continue Reading...

دل است جایش و با دیده فتاده به خون

دل است جایش و با دیده فتاده به خون بدین خوشیم که باری از این دو نیست برون عجب مدار که پروانه شب نیارامید که…

Continue Reading...

درد تو به از دواست ای دوست

درد تو به از دواست ای دوست اندوه تو جانفزاست ای دوست دریوزه گر در تو از تو جز درد و بلا نخواست ای دوست…

Continue Reading...