مرا زیبد به چوگان سر زلفت نظربازی

مرا زیبد به چوگان سر زلفت نظربازی که سر در بازم و چون گوی نگریزم ز سر بازی شکسته بسته چوگانیست گوئی زلف شبرنگت که…

Continue Reading...

مجلس معطرست و به آن وقت ما خوش است

مجلس معطرست و به آن وقت ما خوش است کز خال و روی یار عبیری در آتش است با درد عشق ناله بلانی است سینه…

Continue Reading...

ما را شب فراق کجا خواب می‌برد

ما را شب فراق کجا خواب می‌برد صد خواب را ز گریه ما آب می‌برد داروی جان ما ز لبش ساز گو طبیب زحمت چرا…

Continue Reading...

ما به کفر زلف او داریم ایمانی درست

ما به کفر زلف او داریم ایمانی درست بابت پیمان شکن عهدی و پیمانی درست گر چه چشم می گویدم جویم دلت لیکن که یافت…

Continue Reading...

لب میگزد چو چشم گشایم بدیدنش

لب میگزد چو چشم گشایم بدیدنش خوشتر ز دیدنست مرا لب گزیدنش لرزان دلمهز بیم جدانیست همچو برگ ر بنگر ز شاخ لرزه به وقت…

Continue Reading...

گفتی از پیشم برو بگذر ز جان گفتی و رفتی

گفتی از پیشم برو بگذر ز جان گفتی و رفتی قصه کوته تر بمیرهای ناتوان گفتی و رفت گوئیم هر دم سگ کو گویمت با…

Continue Reading...

گر یار مرا با من مسکین نظری نیست

گر یار مرا با من مسکین نظری نیست ما را گله از بخت خود است از دگری نیست اندیشه ز سر نیست که شد در…

Continue Reading...

گر عشق تو داغ جان گذار است

گر عشق تو داغ جان گذار است صد شکر که داغ دلنواز است گر درد تو بار صحبت ماست غم نیز ز محرمان راز است…

Continue Reading...

گر چه از باران دیده خاک آن کو پر گل است

گر چه از باران دیده خاک آن کو پر گل است پای عاشق در گل از دست دل از دست دل است بنده را گر…

Continue Reading...

گر بگذری سوی چمن سرو سهی از جا رود

گر بگذری سوی چمن سرو سهی از جا رود ور زآنکه برقع افکنی صبر از دل شیدا رود تا هست بر لوح بقا از جان…

Continue Reading...