طبیب عاشقان آمد بیا بگذار بیدردی

طبیب عاشقان آمد بیا بگذار بیدردی چه میخواهی ازین رحمت دوائی جو که به گردی طریق عاشقی بر گیر و سروی دردمندان شو که بیعشقی…

Continue Reading...

شوخ چشمی خان و مان ما به یغما برد و رفت

شوخ چشمی خان و مان ما به یغما برد و رفت دید عقل و دل بر ما هر دو یکجا برد و رفت بر سر…

Continue Reading...

شادی نیافت هر که غم دلبری نداشت

شادی نیافت هر که غم دلبری نداشت در سر هوای مهر پری گستری نداشت در حیرتم زآدمینی که به عمر خویش سودای عشق روی پر…

Continue Reading...

سرو پیش قد و بالای تو دیدم پست است

سرو پیش قد و بالای تو دیدم پست است عقد زلف تو به انگشت گرفتم شست است عندلیبی که قدت دید و سر سرو گزید…

Continue Reading...

ساقی به می بر افروز امشب چراغ مجلس

ساقی به می بر افروز امشب چراغ مجلس خلوت بساز خالی از زاهد موسوس زاهد ز دیده تر منبر نشین و خشکی پیوسته هر دو…

Continue Reading...

زاهد باریک‌بین لب‌های باریک تو دید

زاهد باریک‌بین لب‌های باریک تو دید خواند اللهم بارک آن دم و بر وی دمید آنکه در خلوت ریاضت‌ها کشیدی سال‌ها شد ز بویت مست…

Continue Reading...

ز خوان وصل تو تا با من گدا چه رسد

ز خوان وصل تو تا با من گدا چه رسد به جز جگر به گدایان بینوا چه رسد البته که پر شکرست آن به هیچ…

Continue Reading...

رفتی ز برم عاقبت ای شوخ جفا کیش

رفتی ز برم عاقبت ای شوخ جفا کیش از دیده برفتی و نرفتی ز دل ریش در هجر تو چندانکه بدیدیم ز گریه جز اشک…

Continue Reading...

رات اور دوسری باد گلریز شد و بر سر گل ژاله چکید

رات اور دوسری باد گلریز شد و بر سر گل ژاله چکید آب در جوی وز پیرامن جو سبزه دمید گل ز رخ پرده و…

Continue Reading...

دوش باد سحری زلف تو می افشانید

دوش باد سحری زلف تو می افشانید جان بدر میشد از آن حلقه که می جنبانید بافت بوی تو و چون زلف تو گردیده بسر…

Continue Reading...