بی لبت در جگر تشنه لبان آب نماند

بی لبت در جگر تشنه لبان آب نماند بی سر زلف تو در رشنه جانه ناب نماند تا شمال رخت افتاد بخاطر ما را به…

Continue Reading...

به مسجد هفته از تو کجا یک سجده لایق

به مسجد هفته از تو کجا یک سجده لایق که در آدینه ای زاهد به شش روز دگر فاسق له فی کل موجود علامات و…

Continue Reading...

به حسن خلق بستان دل ز عشاق

به حسن خلق بستان دل ز عشاق که وجه احسن آمد حسن اخلاق گل از روی تو گوئی نسخه گیرست که جمعش آمد از هر…

Continue Reading...

بس شد ز توبه ما را با پیر ما که گوید

بس شد ز توبه ما را با پیر ما که گوید یعنی به می فروشان این ماجرا که گوید پیر مغان دهد می با ما…

Continue Reading...

بر افشان زلف تا دل را شب محنت به روز آید

بر افشان زلف تا دل را شب محنت به روز آید برافکن پرده تا جان را سعادت روی بنماید به رویت نسبتی کردیم روی ماه…

Continue Reading...

باز خود را چو گل تازه بر آراسته ای

باز خود را چو گل تازه بر آراسته ای باغ رخسار بگلهای نر آراسته ای خلق بر یکدگر افتاده ز نظاره تو که دو رخ…

Continue Reading...

بار اشکم دید و شد بر من رحیم

بار اشکم دید و شد بر من رحیم سائلان را دوست میدارد کریم بر بناگوشت ز مسکینی دو زلف هر دو می افتند بر بالای…

Continue Reading...

با تو ه را نمی رسد دعوی

با تو ه را نمی رسد دعوی شاهدند آن دو رخ برینه معنی گر بدیدی ز دور سرو تو حور ننشستی به سایه طوبی مانده…

Continue Reading...

ای من غلام روی تو هر چه تمامتر

ای من غلام روی تو هر چه تمامتر شهری تو را غلام و دعاگر غلامتر چشمم که ساختی بره انتظار خشک دارند زلف و عارض…

Continue Reading...

ای صبا تاکی به زلف بار بازی می کنی

ای صبا تاکی به زلف بار بازی می کنی سر دهی بر باد چون بسیار بازی می کنی از هوا گر بر زمین افتی چو…

Continue Reading...