تشنه وصل ترا بی‌تو اگر خواب آمد

تشنه وصل ترا بی‌تو اگر خواب آمد هیچ شک نیست که در دیده او آب آبد هرکس آن بخت ندارد که سوی آب حیات برود…

Continue Reading...

تا کی ای مونس دلم بی‌موجبی غمگین کنی

تا کی ای مونس دلم بی‌موجبی غمگین کنی گریه‌های تلخ من بینی و لب شیرین کنی چون هلاک جان خود خواهم به زاری و دعا…

Continue Reading...

په جویست آن روان در فر شیرین

په جویست آن روان در فر شیرین که پرسد دیر دیر از یار دیرین جگر خون گشت مسکین آهوانرا بخوان بر بولهب تبت نه یاسین…

Continue Reading...

بی درد دلی لذت درمان نتوان یافت

بی درد دلی لذت درمان نتوان یافت تاجان ندهی صحبت جانان نتوان یافت هر دل نبود جای غم عشق تو کان غم گنجیست که جز…

Continue Reading...

به مجلسی که از روی نو پرده بر گیرند

به مجلسی که از روی نو پرده بر گیرند چراغ و شمع بر افروختن ز سر گیرند چو در محاوره آنی به منطق شیرین لب…

Continue Reading...

به جز نور و ضیاء و گرمی از آذر چه می‌خواهی

به جز نور و ضیاء و گرمی از آذر چه می‌خواهی ز دریای حقایق جز در و گوهر چه می‌خواهی تفکر کن نهانی ای بشر…

Continue Reading...

برویت بنگرم ناگه نرنجی

برویت بنگرم ناگه نرنجی بسویت بگذرم ناگه نرنجی از وصلم حاصلی چون نیست باری غم هجرت خورم ناگه نرنجی جهانت بنده شد من نیز خود…

Continue Reading...

بحر عشقت بحر بی پایاب گفتن میتوان

بحر عشقت بحر بی پایاب گفتن میتوان در وصلت گوهر نایاب گفتن میتوان عاشق گریان که گوید با تو دستی ده بما گر چه گستاخیست…

Continue Reading...

باز به ناز کش مرا چیست که ناز می‌کنی

باز به ناز کش مرا چیست که ناز می‌کنی ناز نمی‌کنم دگر گونی و باز می‌کنی من چو شهید عشقم و بر در تو بهشتیم…

Continue Reading...

بادی که نیست از سر کوی تو نیست باد

بادی که نیست از سر کوی تو نیست باد دور هست و نیست همره بوی نو نیست باد تا هست در با اثر حسینی و…

Continue Reading...