غزلیات ضیا قاریزاده
در محبت آرزو را اعتبار ديگر است
در محبت آرزو را اعتبار ديگر است اين حريفان وصل ميخواهند و (بيدل) انتظار حضرت ابوالمعانى ذوق وصال او ضيا! مايه ى هستى من…
خواب ما اى دوستان بسيار سنگين بوده است
خواب ما اى دوستان بسيار سنگين بوده است زندگى درخواب سنگين سخت ننگين بوده است خفته ايم از عصر سنگ و دور تيكر تا هنوز…
خانمان و مال و دارايى ضيا هيچ است هيچ
خانمان و مال و دارايى ضيا هيچ است هيچ از همه بگريخته، رو با خدا پرداخته استاد ضيا قاريزاده
جز عشق روى خوبان نايد بكار ما را
جز عشق روى خوبان نايد بكار ما را يك برگ لاله خوشتر از صد بهار ما را تا جان فشان برايم چون صبح در هوايش…
پير روزگار
پير روزگار فراكش نغمه اى موزون خود را بده ساز شفا قانون خود را الا اى نينواز از سينه اى ناى برون آور دُر مكنون…
بوى پيراهن
بوى پيراهن آب گشتيم و ز موج ما صدائى بر نخاست تار گشتيم و ز ساز ما نوائى بر نخاست غنچه را خون ساختيم و…
بلبل شوريده
بلبل شوريده اى بلبل شوريده! شور از تو، فغان از من باز آ كه به هم ناليم ، اين از تو و آن از من…
آيينه ى دل
آيينه ى دل عقده تا كى فكنم در دل بيحاصل خويش حل مگر از دهن يار كنم مشكل خويش راز گمگشته ى اين قطره خون…
آن روز كه مشرق را هنگام قيام آيد
آن روز كه مشرق را هنگام قيام آيد اين دشنه جوهردار بيرون ز نيام آيد افغانى و ايرانى، ترك و عرب و هندى سازند چنان…
از ما چه ميخواهد وطن
از ما چه ميخواهد وطن نى فريب و زرق و نى پندار ميخواهد وطن هر چه ميخواهد به مردم كار ميخواهد وطن تنبلى و…





