كند آهوى چشمانت چراغان كوه و صحرا را

كند آهوى چشمانت چراغان كوه و صحرا را فروغ اين شبستان را فلك آرائى دارم استاد ضيا قاريزاده دوستان گرامى اين عكس در اواخر حيات…

Continue Reading...

فرزند غريب

فرزند غريب ‏‎سؤال پسر: جواب پدر ‏‎پسر : براى خدا مُردم از بغل دردى ‏‎پدر : به درد بغل نيست چاره در سردى ‏‎پسر :…

Continue Reading...

‎عاشق ناكام

‎عاشق ناكام ‎من عاشق ناكامم، ناكامم و بدنامم ‎عشق است سرآغازم،عشق است سرانجامم ‎دانم كه نمى آيد جز عشق به كار اينجا ‎ديوانه نمى سازد…

Continue Reading...

‏‎شبها

‏‎شبها ‏‎كدامين سمت يارب مى خرامد محمل شبها ‏‎كه هرگز كس نمى داند مقام و منزل شبها ‏‎چه ميخواهد ز ما اين كاروان سايه و…

Continue Reading...

‎سوخت

‎سوخت ‎در هواي جلوه ات هم شمع و هم پروانه سوخت ‎خشك و تر را آتش عشق تو بى باكانه سوخت ‎بر اسيران تو لازم…

Continue Reading...

زمستان

زمستان دی کودک بیماری از رنج برودتها پیش پدر نادار می‌کرد شکایتها می‌گفت که بابا جان ترسم که بمیرم زار امشب خنک افزوده بسیار به…

Continue Reading...

‎رضاى يار

‎رضاى يار ‎به باغ بلبل شوريده همنواى منست ‎به راغ سنبل ژوليده آشناى منست ‎طلوع صبح ز جيب دريده ام رقمى ست ‎سواد شام نمودى…

Continue Reading...

دل پر درد

دل پر درد ‏‎در سينه دلى دارم پرُ درد و همين بهتر ‏‎ميسوزم و ميسازم يا رب! چه از اين بهتر ‏‎آن دل كه ندارد…

Continue Reading...

دختر نقاش ترکی گفت نقشت چون کشم

دختر نقاش ترکی گفت نقشت چون کشم گفتمش اندر دل شب آه می باید کشید گفت اگر تصویر خودرا برکشم نزدیک آن گفتمش پهلوی آن…

Continue Reading...

‎خدايا چشم بازم ده خدايا

‎خدايا چشم بازم ده خدايا ‎نگاه چرخ تازم ده خدايا ‎دلى ده ناله خيز و سينه پرواز ‎در آن دل سوز و سازم ده خدايا…

Continue Reading...