غزلیات ضیا قاریزاده
افق بلند
افق بلند اى صبا! سوى وطن رو به نشاني كه تو دانى عرضه كن حال دل من به زباني كه تو دانى بوسه زن از…
آبرو
آبرو شنيدم دوش از غواص پيرى به پيرى بخرد و روشن ضميرى كه زى از آبرو جان در امان است صدف را قيمت از…
يا نى بگو يا ان
يا نى بگو يا ان در خانه ام اى شوخ شبى مى شوى مهمان يانى بگو يا ان تا عرضه كنم بهر تو قوتى ز…
نيلاب
نيلاب كتاب و شعر و شب و ماهتاب در نيلاب بود به عمر شبى را حساب در نيلاب كباب زمزمهء تازيانه شوقست فگنده اند تو…
ميوند
ميوند اى جاده ى خوش هواى ميوند اى خاطر خلق از تو خرسند اى طينت پاك را همآهنگ اى روح گشاده را همانند اى…
مشاعره با شاعره شيرين كلام ايرانى سيمين بهبهاني
مشاعره با شاعره شيرين كلام ايرانى سيمين بهبهاني عريان شد و برجست و كمى خاطرم آزرد بوسيدمش آنگونه كه هوشم ز سرم برد چون باز…
گنج شايگان
گنج شايگان در رثاى سخنور نامى »بهار«، ملك الشعراى ايران بهار مرُد و پديدار شد خزان سخن سخنوران! به زمين خورد آسمان سخن ز من…
كه شتر را خوردند با بارش
كه شتر را خوردند با بارش اشترى را دوان دوان ديدم بار بر پشت و پشت بر بار ش يكه و ياغى و تك و…
فرفرك بى صدا
فرفرك بى صدا دى با رفيق زنده دلى مهربانكى بيرون شدم ز خانه چو تير از كمانكى رفتم به ميله تا بخرم بهر كودكان پوقانكى…
عبث چون چشم قربانى وبال مرد و زن بردى
عبث چون چشم قربانى وبال مرد و زن بردى ورق گرداندى و روى سياهى در كفن بردى به نورى دل دو گامى هم درين وادى…





