غزلیات فخرالدین عراقی
کی بود کین درد را درمان کنی؟
کی بود کین درد را درمان کنی؟ کی بود کین رنج را آسان کنی؟ کی بسازی چارهٔ بیچارهای؟ بیدلی را کی دوای جان کنی؟ کی…
عشق سیمرغ است، کورا دام نیست
عشق سیمرغ است، کورا دام نیست در دو عالم زو نشان و نام نیست پی به کوی او همانا کس نبرد کاندر آن صحرا نشان…
سحرگه بر در راحت سرایی
سحرگه بر در راحت سرایی گذر کردم شنیدم مرحبایی درون رفتم، ندیمی چند دیدم همه سر مست عشق دلربایی همه از بیخودی خوش وقت بودند…
روی ننمود یار چتوان کرد
روی ننمود یار چتوان کرد نیست تدبیر کار، چتوان کرد؟ بر درش هر چه داشتم بردم نپذیرفت یار، چتوان کرد؟ از گل روی یار قسم…
دل گم شد، ازو نشان نیابم
دل گم شد، ازو نشان نیابم آن گم شده در جهان نیابم زان یوسف گم شده به عالم پیدا و نهان نشان نیابم تا گوهر…
در جهان گر نه یار داشتمی
در جهان گر نه یار داشتمی با جهان خود چه کار داشتمی؟ دست کی شستمی به خون جگر گر به کف در نگار داشتمی؟ گر…
چه کردم؟ دلبرا، از من چه دیدی؟
چه کردم؟ دلبرا، از من چه دیدی؟ که کلی از من مسکین رمیدی چه افتادت که از من سیر گشتی؟ چرا یک بارگی از من…
تنگ آمدم از وجود خود، تنگ
تنگ آمدم از وجود خود، تنگ ای مرگ، به سوی من کن آهنگ بازم خر ازین غم فراوان فریاد رسم ازین دل تنگ تا چند…
پسرا، ره قلندر سزد ار به من نمایی
پسرا، ره قلندر سزد ار به من نمایی که دراز و دور دیدم ره زهد و پارسایی پسرا، می مغانه دهی ار حریف مایی که…
بنمای به من رویت، یارات نمیافتد
بنمای به من رویت، یارات نمیافتد آری چه توان کردن؟ با مات نمیافتد گیرم که نمیافتد با وصل منت رایی با جور و جفا، باری،…





