خیزید، عاشقان، نفسی شور و شر کنیم

خیزید، عاشقان، نفسی شور و شر کنیم وز های و هو، جهان همه زیر و زبر کنیم از تاب سینه آتشی اندر جگر زنیم وز…

Continue Reading...

چه خوش باشد! که دلدارم تو باشی

چه خوش باشد! که دلدارم تو باشی ندیم و مونس و یارم تو باشی دل پر درد را درمان تو سازی شفای جان بیمارم تو…

Continue Reading...

ترک من، ای من غلام روی تو

ترک من، ای من غلام روی تو جمله ترکان جهان هندوی تو لعل تو شیرین‌تر از آب حیات زان بگو خوشتر چه باشد؟ روی تو…

Continue Reading...

بی‌دلی را بی سبب آزرده گیر

بی‌دلی را بی سبب آزرده گیر خاکساری را به خاک اسپرده گیر خسته‌ای از جور عشقت کشته دان واله‌ای از عشق رویت مرده گیر گر…

Continue Reading...

بگذر ای غافل ز یاد این و آن

بگذر ای غافل ز یاد این و آن یاد حق کن تا بمانی جاودان تا فراموشت نگردد غیر حق در حقیقت نیستی ذاکر، بدان چون…

Continue Reading...

با عشق قرار در نگنجد

با عشق قرار در نگنجد جز نالهٔ زار در نگنجد با درد تو دردسر نباشد با باده خمار در نگنجد من با تو سزد که…

Continue Reading...

ای مرا یک بارگی از خویشتن کرده جدا

ای مرا یک بارگی از خویشتن کرده جدا گر بدآن شادی که دور از تو بمیرم مرحبا دل ز غم رنجور و تو فارغ ازو…

Continue Reading...

ای حسن تو بی‌پایان، آخر چه جمال است این؟

ای حسن تو بی‌پایان، آخر چه جمال است این؟ در وصف توام حیران، آخر چه کمال است این؟ رویت چو شود پیدا ابدال شود شیدا…

Continue Reading...

آمد به درت امیدواری

آمد به درت امیدواری کو را بجز از تو نیست یاری محنت‌زده‌ای، نیازمندی خجلت‌زده‌ای، گناهکاری از گفتهٔ خود سیاه‌رویی وز کردهٔ خویش شرمساری از یار…

Continue Reading...

آخر این تیره شب هجر به پایان آید

آخر این تیره شب هجر به پایان آید آخر این درد مرا نوبت درمان آید چند گردم چو فلک گرد جهان سرگردان؟ آخر این گردش…

Continue Reading...