آن كس كه نمي خواهد
آن كس كه نمي خواهد بلنداي انساني را ببيند، با تيزبيني به امور پست و ظاهري در اين انسان مي نگرد و راز دل خويش…
آن كس كه نيك ميانديشد
آن كس كه نيك ميانديشد يا بد، بيگمان «دين» و گفتار و كردار خود را نيز [چنان خواهد كرد] و خواهش او پيرو گزينش آزادانهي…
آن كس كه هميشه شاگرد
آن كس كه هميشه شاگرد باقي مي ماند، زحمت هاي آموزگارش را به خوبي جبران نمي كند. (نيچه)
آن كس متجدد نوگرديده
آن كس متجدد [ =نوگرديده ] است كه خود را متجدد بنامد و همچون متجدد پذيرفته شود. (ميلان كوندرا)
آن كسي بازيگر است كه از
آن كسي بازيگر است كه از كودكي مي پذيرد تمامي زندگي خود را براي مردم ناشناس به نمايش گذارد. اگر كسي به اين كار بنيادي…
آن كسي بزرگترين است كه
آن كسي بزرگترين است كه بتواند تنهاترين باشد، پنهان ترين، رهپويي متفاوت از ديگران، انساني فراسوي نيك و بد، سرور فضيلت هاي خويش و لبريز…
آن كليد مخفي كه دروازه ي
آن كليد مخفي كه دروازه ي معجزه ها را مي گشايد، خوش و خرم بودن است. (اشو)
آن كه از داشتن دشمن مي
آن كه از داشتن دشمن مي ترسد، هرگز دوست حقيقي نخواهد داشت. (نامشخص)
آن كه از دست روزگار به
آن كه از دست روزگار به خشم مي آيد، هر آنچه آموخته بيهوده بوده است. (نامشخص)
آن كه آرزوي سروري دارد
آن كه آرزوي سروري دارد، بايد هنر بسيار داشته باشد. (بزرگمهر)





