براي زنده ماندن بايد خود
براي زنده ماندن بايد خود را تطبيق داد و براي تطبيق بايد در خود تغيير ايجاد كرد. (كرت لوين)
براي ساختن آينده اي
براي ساختن آينده اي بهتر، ابتدا ارزش هايي را كه امروز براي شما دشواري ايجاد كرده اند، شناسايي كنيد و سپس آنها را از بين…
براي زنده ماندن بايد
براي زنده ماندن، بايد خودت را از درون بكُشي؛ از اين رو بيشتر آدمها همه چيز را رها كرده اند، چون مي دانند كه هر…
براي سخن گفتن حتماً به
براي سخن گفتن حتماً [=به ناگزير] نياز نيست واژهها را به كار ببري. (كريستين بوبن)
براي سرشت هاي مغرور
براي سرشت هاي مغرور، طعمه آسان چيز تحقير آميزي است. آنان تنها در مقابل مرداني كه هنوز مهار نشده اند و مي توانند به دشمنان…
براي سنجش ارتفاع كوهها
براي سنجش ارتفاع كوهها، دشواري صعود بر آنها نمي تواند در اين ميان سنجه اي [ =سنگ ترازويي ] باشد. (نيچه)
براي سفر از جواني به
براي سفر از جواني به كهنسالي، توشهاي از خرد همراه ببريد؛ چرا كه از هر تكيهگاه ديگر امنتر است. (نامشخص)
براي شاد بودن تنها به
براي شاد بودن، تنها به بدني سالم و حافظه اي ضعيف نياز داريد. (آلبرت شوايتزر)
براي شاد كردن ديگران
براي شاد كردن ديگران، آرزوهايشان را بفهم. (اپيكور)
براي شانه هاي آدمي به
براي شانه هاي آدمي، به هر ميزان كه توانا باشد، باري سنگين تر از بار مسئوليت، به هر اندازه كه كوچك باشد، نيست. (نامشخص)





