كاركنان كاري ندارند كه
كاركنان كاري ندارند كه رهبر به چه ميزان آگاه است، مگر اينكه مطمئن باشند رهبر به فكر آنها است. رهبري از قلب آغاز مي شود…
كاركنان لغزش هاي اتفاقي
كاركنان لغزش هاي اتفاقي را به شرطي كه بر اساس توانايي رهبر باشد و او را در حال رشد و بالندگي ببينند، مي بخشند. اما…
كاركنان لغزش هاي صادقانه
كاركنان لغزش هاي صادقانه را تحمل مي كنند، اما اگر به اعتمادشان آسيب برسانيد، ديگر به سختي مي توانيد اعتماد آنها را به دست آوريد….
كارگردان ها بايد مرا هل
كارگردان ها بايد مرا هل بدهند چون من هيچ وقت از بالا شروع نمي كنم كه پس از آن لازم باشد مرا پايين بكشند. بايد…
كارمند بخش كوچكي از كار
كارمند، بخش كوچكي از كار عظيم اداري را كه از فهم هدف و افق آن به دور است، انجام مي دهد؛ اين جهاني است كه…
كارمندان نابكار بيشتر از
كارمندان نابكار بيشتر از دزدان و آشوبگران به كشور آسيب مي رسانند. (ارد بزرگ)
كارمندان اداره مانند
كارمندان اداره مانند كتابهاي يك كتابخانه هستند؛ آنهايي كه بي مصرف اند، مقام بالاتري دارند. (نامشخص)
كارها را با آرامش و
كارها را با آرامش و خونسردي انجام دهيد؛ زياد دربند شتاب در انجام دادن كاري نباشيد؛ مهم آن است كه آن را آغاز كردهايد. (هنري…
كارهاي نيك كوچك كه
كارهاي [ نيك ] كوچك كه به ظاهر چيزي نيستند، اما آرامش ايجاد ميكنند، حكم گلهاي صحرايي را دارند؛ انسان فكر ميكند كه اين گلها…
كارهاي بزرگ از دست ما
كارهاي بزرگ از دست ما برنمي آيد، اما مي توانيم با عشقي بزرگ، كارهاي كوچكي انجام دهيم. (مادر ترزا)















