فقط دانستن كافي نيست

فقط دانستن كافي نيست، بايد به كار گرفت، فقط خواستن كافي نيست، بايد انجام داد. (نامشخص)

فقط خودت مي داني كه چه

فقط خودت مي داني كه چه چيزي برايت بهترين است. (پائولو كوئيلو)

فقط در عشق است كه آدم

فقط در عشق است كه آدم، دوستش را خوب مي‌شناسد. (كريستين بوبن)

فقط در لحظه هاي ديدار و

فقط در لحظه هاي ديدار و جدايي مي توان به عظمت عشق ِنهفته در سينه پي برد. (ژان پل)

فقط كارهاي جسورانه به

فقط كارهاي جسورانه به حساب مي آيند. (فلورانس اسكاول شين)

فقط زماني مي‌توانيم آنچه

فقط زماني مي‌توانيم آنچه را مي‌خواهيم، داشته باشيم، كه باور كنيم مي‌توانيم به دستش آوريم، نه زمان ديگر. (لئوبوسكاليا)

فقط زماني كه تو با هدف

فقط زماني كه تو با “هدف” زندگي مي كني و به آن چيزي پاسخ مي دهي كه در چارچوب “حال”، “گذشته” و “آينده” مهم است،…

فقط كافي‌ست برخيزيد و

فقط كافي‌ست برخيزيد و وارد ميدان كارزار زندگي شويد تا كار، كامل شود و به پايان برسد. (گوته)

فقط كسي كه حسابش را

فقط كسي كه حسابش را تسويه نكرده است مي تواند اميدوار باشد كه در ياد كسبه به حيات خود ادامه دهد. (اسكار وايلد)

فقط كساني شكست مي خورند

فقط كساني شكست مي خورند كه تلاش و مبارزه نكرده اند. (نامشخص)