غم خودش ما را پيدا مي
غم خودش ما را پيدا مي کند، بايد دنبال شاديها گشت. (نيچه)
غمانگيز است كه كسي
غمانگيز است كه كسي دوستمان نداشته باشد، ولي غمانگيزتر آن است كه خود، نتوانيم دوست بداريم. (نامشخص)
غمگين بودم كه چرا كفش
غمگين بودم كه چرا كفش ندارم، اما در خيابان مردي را ديدم كه پا نداشت. (نامشخص)
غنچه خوشبختي در جاي
غنچه خوشبختي در جاي تاريك، بي صدا و گودي پنهان شده كه بسيار نزديك به ماست، ولي كمتر از آنجا مي گذريم و آن، دل…
فاجعه بزرگ زندگي در مرگ
فاجعه بزرگ زندگي در مرگ انسان نيست، در دست شستن از عشق ورزيدن است. (ويليام سامرست موام)
غير ممكن كلمه اي است كه
غير ممكن كلمه اي است كه تنها در فرهنگ لغت انسانهاي احمق يافت مي شود. (ناپلئون بناپارت)
غوكي وزغي كه ديري
غوكي [=وزغي ] كه ديري خود را باد كُنَد سرانجام مي تركد و بادش در مي رود. (نيچه)
غير ممكن ها را انجام
غير ممكن ها را انجام دادن نوعي خوشي است. (والت ديسني)
فاش نكردن اسرار مردم
فاش نكردن اسرار مردم دليل كرامت و بلندي همت است. (سقراط)
فايده تجربه اين است كه
فايده تجربه اين است كه انتخاب را آسان مي كند. (نامشخص)















