نپرسد از من بی کس درین دیار کسی

نپرسد از من بی کس درین دیار کسی کسی نیم که ز من گیرد اعتبار کسی بشرط صبر بیوسف چو می رسد یعقوب چرا کند…

Continue Reading...

ندیده کام دل از کوی آن سیمین بدن رفتم

ندیده کام دل از کوی آن سیمین بدن رفتم به سان لاله بر دل داغ حسرت زین چمن رفتم به هم بودیم همچون خار و…

Continue Reading...

نسبت شمشاد با آن سرو قامت چون کنم

نسبت شمشاد با آن سرو قامت چون کنم ور کنم با طعنه اهل ملامت چون کنم می کند رسوا مرا هر جا که باشم دود…

Continue Reading...

نشاطم می‌کشد چون از تنم پیکان برون آید

نشاطم می‌کشد چون از تنم پیکان برون آید که شاید دامن پیکان گرفته جان برون آید نخواهم ماند زنده چون نجاتم دادی از هجران بمیرد…

Continue Reading...

نشان تیر آهم گشته‌ای آسمان شب‌ها

نشان تیر آهم گشته‌ای آسمان شب‌ها ترا بر سینه پیکان‌هاست هرسو نیست کوکب‌ها دل بی‌خود درون سینه دارد فکر زلفینت بسان مرده کش مونس قبرند…

Continue Reading...

نظر بازی که حیران رخ آن سیمتن باشد

نظر بازی که حیران رخ آن سیمتن باشد نمی خواهم که بینم از حسد گر چشم من باشد گهی از داغ می سوزم گهی از…

Continue Reading...

نکویی گرد بادست این که بر من خاک می‌بارد

نکویی گرد بادست این که بر من خاک می‌بارد سرود ناله من خاک را در رقص می‌بارد چه حاجت من بگویم عذر رسوایی تو رخ…

Continue Reading...

نفسی نیست تمنای تو بیرون ز سرم

نفسی نیست تمنای تو بیرون ز سرم تو ز من بی خبری کی ز تو من بی خبرم گر چه دوری ز نظر نیست ز…

Continue Reading...

نم نماند از تاب خورشید رخت در خاک ما

نم نماند از تاب خورشید رخت در خاک ما چون نگرید چون بگرید دیده نمناک ما تا ز سوز سینه ما گشت پیکان تو آب…

Continue Reading...

نمود در دلم از آتش درون شرری

نمود در دلم از آتش درون شرری نهال عاشقیم داد عاقبت ثمری عذاب می کشم از نالهای دل آن به رهم ز درد سر آن…

Continue Reading...