شد دلم صد پاره و چون لاله بر هر پاره‌ای

شد دلم صد پاره و چون لاله بر هر پاره‌ای سوختم داغی ز عشق آتشین‌رخساره‌ای شد دلم خون تا شود فارغ ز سودای بتان وه…

Continue Reading...

شمع بزم بهجتم مهر مه روی تو بس

شمع بزم بهجتم مهر مه روی تو بس مطلع خورشید اقبالم سر کوی تو بس همچو نافه در سرم سودای مشک خشک نیست نافه عطر…

Continue Reading...

شده ام بسته گیسوی شکن پر شکنت

شده ام بسته گیسوی شکن پر شکنت مکش ای گل که بگردن نفتد خون منت غایت لطف تن از چشم منت کرد نهان این چه…

Continue Reading...

صیقل آیینه دلها نم چشم ترست

صیقل آیینه دلها نم چشم ترست هر کرا نمناک تر دیده دلش روشن ترست روز نومیدی مراد از قطرهای اشک جو رهبر گم گشتگان در…

Continue Reading...

شنیده صبحدم از جور گل افغان بلبل را

شنیده صبحدم از جور گل افغان بلبل را بدندان پاره پاره ساخته شبنم تن گل را چو گیرم کاکلش را تا کشد سوی خودم آن…

Continue Reading...

طعنه اغیار بهر یار می باید کشید

طعنه اغیار بهر یار می باید کشید یار باید طعنه اغیار می باید کشید هیچ یاری بی جفای طعنه اغیار نیست بهر یک گل محنت…

Continue Reading...

طمع جور دلم زان بت بدخو دارد

طمع جور دلم زان بت بدخو دارد ز بتان آنچه دلم می طلبد او دارد باید از حلقه زنجیر جنون سر نکشد هر که در…

Continue Reading...

عاشقم جز عاشقی کاری نمی‌آید ز من

عاشقم جز عاشقی کاری نمی‌آید ز من هست تقوی کار دشواری نمی‌آید ز من با تو ای دل کار و بار عشق را بگذاشتم کار…

Continue Reading...

عشق حیران بتان سیمبر دارد مرا

عشق حیران بتان سیمبر دارد مرا چون بت از حالی که دارم بی خبر دارد مرا مردم چشم تو دارد فکر صد آزار دل هر…

Continue Reading...

عاشقی رونق ز اطوار من حیران گرفت

عاشقی رونق ز اطوار من حیران گرفت عشق از فرهاد صورت یافت از من جان گرفت تا در آرد نقش شیرین را بمهمانی درو خانه…

Continue Reading...