ز آهم سوخت بی‌مهرِ رُخَت مَهْ، دوش کوکب هم

ز آهم سوخت بی‌مهرِ رُخَت مَهْ، دوش کوکب هم بخواهد سوخت گردون گر برآرم آهی امشب هم تنم می‌سوخت شب‌ها آتشی دوش از دلم سر…

Continue Reading...

ز جهان گردی ما دیدن یاریست غرض

ز جهان گردی ما دیدن یاریست غرض زین همه سیر درین دشت شکاریست غرض در سر از پرورش دیده بصد خون جگر نظری بر گل…

Continue Reading...

روی می‌تابد ز من گر ماه تابان گویمش

روی می‌تابد ز من گر ماه تابان گویمش می رود از پیشم از سرو خرامان گویمش می خورد خون دلم گر گویمش جان منی می…

Continue Reading...

ز حد گذشت بدور تو بی قراری دل

ز حد گذشت بدور تو بی قراری دل مشو ز حال دل بی قرار من غافل کسی که معتقد عشق نیست نیست کسی مذاق نشأه…

Continue Reading...

ز درد دل سختی از زبان من بشنو

ز درد دل سختی از زبان من بشنو مشو ز درد دلم بی خبر سخن بشنو منه بقول رقیبان سست پیمان گوش سخن ز عاشق…

Continue Reading...

ز رنگ اشک دانستم که بی لعلش جگر خون شد

ز رنگ اشک دانستم که بی لعلش جگر خون شد نشانم کس نداد از دل ندانم حال او چون شد بفرقم موی ژولیدست یا آن…

Continue Reading...

ز سروت سایه گر بر من اندوهگین افتد

ز سروت سایه گر بر من اندوهگین افتد به سر بردارم و نگذارم آن را بر زمین افتد مرا بالای هم صد تیغ اگر بر…

Continue Reading...

ز ضعف تاب تردد دگر نماند مرا

ز ضعف تاب تردد دگر نماند مرا خوشم که ضعف ز سرگشتگی رهاند مرا فغان که آرزوی وصل آن دو چشم سیاه چو میل سرمه…

Continue Reading...

ز سیر سایه همراه تو ای مه رشک‌ها بردم

ز سیر سایه همراه تو ای مه رشک‌ها بردم برای دیدنت گر چشم هم می داشت می مردم مرا بر چشم پر خون جمع گشته…

Continue Reading...

ز عشقت ناله زاری که من دارم ندارد کس

ز عشقت ناله زاری که من دارم ندارد کس همین بس کار من کاری که من دارم ندارد کس چه باشد گر نباشد دردی و…

Continue Reading...