دل اغیار بر من از غم جانانه می‌سوزد

دل اغیار بر من از غم جانانه می‌سوزد ز جور آشنا بر من دل بیگانه می‌سوزد اگر سوزد دل پروانه خواهد بر زبان آرد زبان…

Continue Reading...

دل اسیر خم گیسوی تو شد

دل اسیر خم گیسوی تو شد دیده حیران مه روی تو شد تن چون موی مرا هر سر مو بسته سلسله موی تو شد سبب…

Continue Reading...

درین محنت سرا آن به که عاقل خانه کم گیرد

درین محنت سرا آن به که عاقل خانه کم گیرد و گر خواهد که گیرد خانه در کوی عدم گیرد نمی ارزد بغم سلطانی عالم…

Continue Reading...

دل اسیر لعل آن گلبرگ خندانست باز

دل اسیر لعل آن گلبرگ خندانست باز کار من از دست دل چاک گریبانست باز گل دریده پیرهن بلبل فتاده در فغان آن گل نورس…

Continue Reading...

دل الفت تمام بآن خاک در گرفت

دل الفت تمام بآن خاک در گرفت خوش صحبتی میان دو افتاد در گرفت خونابه نیست بر مژه ام آتش دل است کز چاک سینه…

Continue Reading...

دل دامن هوای تو محکم گرفته است

دل دامن هوای تو محکم گرفته است مرغی چنان هوای چنین کم گرفته است از عشق من که بهر تو رسوای عالمم آوازه جمال تو…

Continue Reading...

دل بصد عقد بجعد سر زلفت بستم

دل بصد عقد بجعد سر زلفت بستم شکر الله ز غم گم شدن او رستم چشم دارم که شود هستی من صرف غمت غیر ازین…

Continue Reading...

دل ز من مستان نمی خواهم که غم باشد ترا

دل ز من مستان نمی خواهم که غم باشد ترا با وجود لطف یار دل ستم باشد ترا کیست یوسف تا ترا مانند باشد در…

Continue Reading...

دل درون سینه دردت را به جان می‌پرورد

دل درون سینه دردت را به جان می‌پرورد ذوق می‌بیند ازآن هردم ازآن می‌پرورد عاقبت معلوم شد بهر سکانت بوده است این که جسم ناتوانم…

Continue Reading...

دل که از نرگس او چشم نگاهی دارد

دل که از نرگس او چشم نگاهی دارد گر نیابد چه عجب بخت سیاهی دارد جای آن هست که چشمم از همه عالم بندد پاک…

Continue Reading...