تا کی اسیر سلسله غم شود دلم
تا کی اسیر سلسله غم شود دلم پر غم از آن دو گیسوی پر خم شود دلم انداخته مرا بغم گیسوان تو یارب چو گیسوان…
تا خط سبز تو پیدا شده بر عارض آل
تا خط سبز تو پیدا شده بر عارض آل عارضت ماه تمامیست میان دو هلال بس که دارد مه من شدت الفت برقیب بی رقیبش…
تا غایبی تو مجلس ما را حضور نیست
تا غایبی تو مجلس ما را حضور نیست دور از تو بی حضوری عشاق دور نیست رفتی و رفت تاب و توان از تن ضعیف…
تحیر بست در شرح غم عشقت زبانم را
تحیر بست در شرح غم عشقت زبانم را چه گویم بر تو چون ظاهر کنم راز نهانم را بسوز دل ز وصلت چاره جستم ندانستم…
تن که از تیر تو چون زنجیر روزن روزنست
تن که از تیر تو چون زنجیر روزن روزنست تا شدم دیوانه عشق تو زنجیر من است جان برون از تن باستقبال تیرت رفت و…
تا مرا سودای شمع عارضت در سر نبود
تا مرا سودای شمع عارضت در سر نبود سینه ام سوزان دلم صد پاره چشمم تر نبود در گریبان دلم روزی که عشقت دست زد…
تنگ آمده بجلوه آهم فضای چرخ
تنگ آمده بجلوه آهم فضای چرخ خواهد گذشت عاقبت از تنگنای چرخ بر سر هزار سنگ رسد هر زمان مرا گویا که ریخت از نم…
تندست یار و بی سببی می کند غضب
تندست یار و بی سببی می کند غضب دارد غضب همیشه بعشاق زین سبب مطلوب را چو نیست مقام معینی هرگز نمی رسد بنهایت ره…
تو تیر افکنده ای چرخ مهر خود بماه من
تو تیر افکنده ای چرخ مهر خود بماه من رقیبم گشته مشکل که کردی نیک خواه من سر بی داد من داری فلک بر گرد…
جانم در آن آرزوی وصال محمد است
جانم در آن آرزوی وصال محمد است چشمم در انتظار جمال محمد است قدم خمیده چون فلک از جور دور نیست از شوق روی ماه…





