بهر صید آن ترک بدخو بر سمند کین نشست
بهر صید آن ترک بدخو بر سمند کین نشست باز خواهد شد عنان صبر صد مسکین ز دست دید چون لطف جمالت باز بر هم…
بهست گور و کفن از قبا و پیرهنی
بهست گور و کفن از قبا و پیرهنی که پاره پاره نسازند بهر سیم تنی به تیغ محنت شیرینلبان که دارد تاب مگر زمانه بسازد…
بود درد دل از سودای عشقت حاصل عاشق
بود درد دل از سودای عشقت حاصل عاشق چه حاصل چون نه آگاه از درد دل عاشق ترا از میل عاشق هر زمان صد احتراز…
بی تو ای عمر مرا صحبت جان نیست لذیذ
بی تو ای عمر مرا صحبت جان نیست لذیذ شهد هر کام که باشد جهان نیست لذیذ همه دم ذکر لبت ورد زبانست مرا هیچ…
بی خط سبزت شبی هر جا که منزل داشتم
بی خط سبزت شبی هر جا که منزل داشتم تا سحر چون سبزه پا از رشک در گل داشتم دوش شمعی بود همرازم که از…
بی غرض در هستیم آتش نزد شوق گلی
بی غرض در هستیم آتش نزد شوق گلی کرد از خاکسترم هر ذره را بلبلی ای صبا گم شد دل آشفته ام بالله بجو مو…
بی لبت قطع نظر کرده ام از آب حیات
بی لبت قطع نظر کرده ام از آب حیات دارد از شام غمت آب حیاتم ظلمات رفت با درد وغمت صبر و ثباتم از دل…
بیاد خاک درش گر چه ای سرشک دویدی
بیاد خاک درش گر چه ای سرشک دویدی بهیچ وجه بگرد مراد خود نرسیدی بدیدن رخش ای دیده چند میل نمایی درین هوس بنما جز…
بی وجه نمی گریم گریه سببی دارد
بی وجه نمی گریم گریه سببی دارد بر حال دلم گریان حال عجبی دارد آن شوخ کمان ابرو با من نزند حرفی افکند بابرو چین…
بیاد قد تو بر سینه هر الف که بریدم
بیاد قد تو بر سینه هر الف که بریدم خطی ز کلک عدم بر وجود خویش کشیدم بسینه بی تو بسی داغهای تازه نهادم شکوفه…





