بدلبری سر و کاری درین دیار ندارم

بدلبری سر و کاری درین دیار ندارم درین دیار چه مانم چو هیچ کار ندارم مرا نمی شمرد آن مه از سکان در خود برون…

Continue Reading...

بدیده سرمه از خاک راه یار می خواهم

بدیده سرمه از خاک راه یار می خواهم ولی آنرا نهان از دیده اغیار می خواهم چه لطفیست این که بیداد خود از من کم…

Continue Reading...

بر آسمانم آه ز ظلم بتان رسید

بر آسمانم آه ز ظلم بتان رسید آه این چه ظلم بود که بر آسمان رسید در سینه داشتیم نهان شوق غمزه ات کردیم فاش…

Continue Reading...

بر باد مده سلسله مشک فشان را

بر باد مده سلسله مشک فشان را مگشای ز پیوند تنم رشته جان را راز تو نهانست مرا در دل و ترسم چشم ترم اظهار…

Continue Reading...

بر آن شدی که باهل وفا جفا نکنی

بر آن شدی که باهل وفا جفا نکنی خوش است عهد چنین آه اگر وفا نکنی منم نشانه تیر تو ای کمان ابرو نظر بغیر…

Continue Reading...

بر جان ما جفای نکویان ز حد گذشت

بر جان ما جفای نکویان ز حد گذشت اوقات ما میانه این قوم بد گذشت سوز و گداز شمع ز رشک جمال تست رست از…

Continue Reading...

بر گلویم تیغ ترک تند خوی من رسید

بر گلویم تیغ ترک تند خوی من رسید تشنه لب بودم که آبی بر گلوی من رسید از نسیم وصل جانها را معطر شد دماغ…

Continue Reading...

برگ گل کز هر طرف آرایش دستار تست

برگ گل کز هر طرف آرایش دستار تست جسته هر جانب شرار آتش رخسار تست گر ترا حسن رخ از گلها فزاید دور نیست در…

Continue Reading...

بستی گره از بهر جفا زلف دو تا را

بستی گره از بهر جفا زلف دو تا را برداشتی از روی زمین رسم وفا را تا بسته مژگان تو گشتیم بغمزه زد چشم تو…

Continue Reading...

بسته شد بر رشته جان موی گیسوی توام

بسته شد بر رشته جان موی گیسوی توام می کشد هر سو که می افتد گره سوی توام بس که می گردد بگرد ماه رخسارت…

Continue Reading...