آزارها ز یار جفا کار می کشم
آزارها ز یار جفا کار می کشم تا کار او جفاست من آزار می کشم غم می کشم ز یار و شکایت نمی کنم غم…
آزمودم عشق خوبان را بلایی بوده است
آزمودم عشق خوبان را بلایی بوده است وانکه می گویند عاشق مبتلایی بوده است تا شدم عاشق عذابی می کشم چون بت پرست میل چین…
اگر چه نیست ترحم ترا بزاری من
اگر چه نیست ترحم ترا بزاری من نمی شود ز تو قطع امیدواری من بجور کشت مرا در وفای تو اغیار ترا چه شد که…
اسیر دام زلفم کرده بر گرد سرگردان
اسیر دام زلفم کرده بر گرد سرگردان چو گردانیده سرگشته ام سرگشته تر گردان من از جان ناامیدم تیر خود بر من مکن ضایع اگر…
اگر رسوا شدم رسواییم را شد فغان باعث
اگر رسوا شدم رسواییم را شد فغان باعث فغان را سوزش دل سوزش دل را بتان باعث بغمزه خستیم دل چون نرنجم زان خم ابرو…
اگر بگذشت مجنون من بماندم یادگار او
اگر بگذشت مجنون من بماندم یادگار او وگر شد کوهکن هم من کمر بستم به کار او نمی خواهم که میرد در رهت اغیار می…
اگر میرم نخواهد کم شد آب چشم نمناکم
اگر میرم نخواهد کم شد آب چشم نمناکم بهر سو چشمه خواهد روان شد از سر خاکم بامیدی که جا در پهلویش سازم شدم راضی…
آمد صبا وزان گل نورس خبر نداد
آمد صبا وزان گل نورس خبر نداد تسکین آتش دل و سوز جگر نداد نمود رخ ولی نظری سوی من نکرد فریاد ازان نهال که…
امید بود که خواهد جفای یارم کشت
امید بود که خواهد جفای یارم کشت نکرد یار جفایی در انتظارم کشت نکرد گر چه بهر وعده که کرد وفا هزار شکر که باری…
ای از تو بی دلان را درمان درد حاصل
ای از تو بی دلان را درمان درد حاصل ما نیز دردمندیم از ما مباش غافل ننشست گرد راهت با ما ز سربلندی بااین روش…





