آتشین رویی کز او چون شمع با چشم ترم
آتشین رویی کز او چون شمع با چشم ترم زنده خواهم شد پس از مردن گر آید بر سرم سوختم ناصح مده پندم مبادا کز…
از آن رو دوست میدارم خط رخسار خوبان را
از آن رو دوست میدارم خط رخسار خوبان را که بهر الفت ایشان سبب دانستهام آن را جفاها میکشیدم بندهٔ آن خط مشکینم که بر…
از او پرسید سرّ آن دهان را، من نمیدانم
از او پرسید سرّ آن دهان را، من نمیدانم خدا میداند این سر نهان را، من نمیدانم به جان نظارهٔ او میکنم از دیده مستغنی…
از آن رو با تو من آیینه را همتا نمیبینم
از آن رو با تو من آیینه را همتا نمیبینم که من هرگاه میبینم ترا خود را نمیبینم چو آیی سوی من در هستیم زآن…
از پری رویان بدل بردن همین مایل تویی
از پری رویان بدل بردن همین مایل تویی آن که می خواهد دل عشاق خونین دل تویی بی تو گر باشد بچشمم تیره عالم دور…
از آن دو پاره بانگشت معجزت شد ماه
از آن دو پاره بانگشت معجزت شد ماه که باشد از پی اثبات دعویت دو گواه شکاف ماه ز انگشت تست یا در سیر میان…
از جان بدود دل غم خالت برون نرفت
از جان بدود دل غم خالت برون نرفت وز دیده این سواد بسیلاب خون نرفت از چاک سینه ام بدرون سر نهاد اشک وز سینه…
از زبانت می رسد هر لحظه آزاری مرا
از زبانت می رسد هر لحظه آزاری مرا می خلد هر دم بدل زان برگ گل خاری مرا می تواند کرد پنهان از رقیبم ضعف…
از شرم رخت منزل یوسف شده چاهی
از شرم رخت منزل یوسف شده چاهی در روی زمین نیست برخسار تو ماهی من مایل آنم که کنی میل من اما مشکل که کند…
ازان درین چمنم میل گلعذاری نیست
ازان درین چمنم میل گلعذاری نیست که هیچ برگ گلی بی بلای خاری نیست نبرده ایم درین باغ ره بسوی گلی که در حوالی او…





