عمریست که باز عشق یارست مرا
عمریست که باز عشق یارست مرا دل در غم عشق بی قرارست مرا گشتست گره گشای کارم غم عشق با غیر غم عشق چه کارست…
کار دلم از عشق تو انجام نیافت
کار دلم از عشق تو انجام نیافت جانم بلب آمد از لبت کام نیافت در عشق تو نیست مبتلایی که چو من هرگز راحت ندید…
فریاد که دور فلک شعبده باز
فریاد که دور فلک شعبده باز کردست بروی ما در شعبده باز هر شعبده اش ز حیله خالی نیست تا چیست مراد او درین شعبده…
کام دل زار ما روا کن یارب
کام دل زار ما روا کن یارب توفیق سخن نصیب ما کن یارب ما را به ازین سخن سرا کن یارب گویا بثنای مصطفا کن…
کار دو جهان ز عشق دارد رونق
کار دو جهان ز عشق دارد رونق در عشق گرفته است این نظم نسق بی عشق نمی توان بمقصود رسید عشق است طریق مستقیم ره…
گر اهل دلی بده رضایی بقضا
گر اهل دلی بده رضایی بقضا از دایره رضا منه بیرون پا دریاب که دارد عدد لفظ رضا یمن و شرف هزار و یک نام…
گر یار جفاکار و گر عربده جوست
گر یار جفاکار و گر عربده جوست خوش باش که هر چه آید از یار نکوست گر درد دلی رسد بعاشق از دوست سهل است…
گر طالب آرام دلی کام مجو
گر طالب آرام دلی کام مجو ور کام طلب می کنی آرام مجو دامیست جهان تو مرغی افتاده بدام آرام دل و کام درین دام…
گفتم صنما بهر چه در هر نظری
گفتم صنما بهر چه در هر نظری از غمزه خدنگ می زنی بر جگری گفتا که ز جای دگرست این تأثیر بالله که مرا نیست…
گفتم صنما مرا پریشان کردی
گفتم صنما مرا پریشان کردی قصد دل و دین غارت ایمان کردی گفتا ز منست مستی از ساغر نیست بر من به کمان ظلم بهتان…





