حکم ازلم اسیر رفتار تو کرد

حکم ازلم اسیر رفتار تو کرد حیران لب و واله گفتار تو کرد آیا چه دهد جواب من روز جزا آن کس که مرا چنین…

Continue Reading...

حسنت که ز کاکل علم افراشته است

حسنت که ز کاکل علم افراشته است مویی ز کمال لطف نگذاشته است معلوم شد ای ماه که در قسمت حسن قسام ازل با تو…

Continue Reading...

چون کلک ازل زد رقم نقش نگار

چون کلک ازل زد رقم نقش نگار بر پرده چشم من ز لوح رخ یار خال رخ یار و مردم چشم مرا انگیخت ز یک…

Continue Reading...

خوش آن که دمی با تو کنم سیر چمن

خوش آن که دمی با تو کنم سیر چمن من پر کنم از اشک و تو از گل دامن ما را نبود رقیب در پیرامن…

Continue Reading...

داری همه شب دیده بیدار ای شمع

داری همه شب دیده بیدار ای شمع وز سوز جگر چشم گهربار ای شمع می سوزی و می گذاری و می گریی گویا که چو…

Continue Reading...

دارد دل زارم آرزوی رخ او

دارد دل زارم آرزوی رخ او تا من بوصالش برسم طالع او لطف سخن لعل لبش هست نکو عشقش یکسو جمیع هستی یکسو

Continue Reading...

داغ غم هجران تو در جان دارم

داغ غم هجران تو در جان دارم صد ناله ز داغ غم هجران دارم ای عمر که بی تو زندگی دشوارست غم کشت مرا از…

Continue Reading...

در پرده شدی پرده فتاد از کارم

در پرده شدی پرده فتاد از کارم خون گشت روان و چشم گوهر بارم بگداخت تنم سوخت دل افگارم دریاب و گرنه می کشد غم…

Continue Reading...

در جان غم عشق تو نهانست مرا

در جان غم عشق تو نهانست مرا آرام دل و راحت جانست مرا جا کرده بسان خون درون رگ و پی این زندگی که هست…

Continue Reading...

در دل غم یاریست که من می دانم

در دل غم یاریست که من می دانم اندو نگاریست که من می دانم عمریست که جز عشق ندارد کاری دل عاشق کاریست که من…

Continue Reading...