ای امر تو عقد بند پیوند مزاج
ای امر تو عقد بند پیوند مزاج عالم بتو در فطرت و خلقت محتاج امراض مشاکل امور امکان از فیض وجوب تو طلبکار علاج
انجام وجود اهل عالم عدم است
انجام وجود اهل عالم عدم است پایان سرور و راحت و ذوق غم است بسیار مکش در طلب راحت رنج کین جنس بسی عزیز و…
ای بر دل زارم از تو آزار لذیذ
ای بر دل زارم از تو آزار لذیذ وز لعل لبت تلخی گفتار لذیذ زهریست نگاه تو بغایت مهلک شهدیست تکلم تو بسیار لذیذ
ای بر همه عالم در احسان تو باز
ای بر همه عالم در احسان تو باز اولی بتو عرض راز و اظهار نیاز گر تو ننوازی که نوازد ما را ما بنده تویی…
ای حلم تو طالب رضای همه کس
ای حلم تو طالب رضای همه کس حاصل شده از تو مدعای همه کس شد بر همه کس فرض دعای تو که هست در ضمن…
ای بر همه اتباع فرمان تو فرض
ای بر همه اتباع فرمان تو فرض در دمت احسان تو رزق همه فرض کار همه خلق را میسر سامان ناگشته بر آستانه قدر تو…
ای دل اگرت هوای این درگاه است
ای دل اگرت هوای این درگاه است بگذر ز وجود خود که سد راه است نفی خود و اثبات خدا باید کرد این معنی لا…
ای در دل ما ز ذوق قرب تو نشاط
ای در دل ما ز ذوق قرب تو نشاط علم تو محیط هستی ماست محاط فرمان تو کارخانه فطرت را هر لحظه برنگی دگر افکند…
ای دل بگذر ز تنگنای این کاخ
ای دل بگذر ز تنگنای این کاخ آهنگ فنا کن که فضاییست فراخ مگذار که در حدیقه تنگ چنین نخل املت هر طرف اندازد شاخ
ای سر محبت تو در جان محفوظ
ای سر محبت تو در جان محفوظ هم دل ز محبت تو هم جان محظوظ یک لحظه نمی شود که ما را نشود از تو…





