خوشی بگریه

خوشی بگریه فتادم از نظر آن لحظه ای که دور شدم خوشم بگریه که از دست هجر کور شدم گهی بمیکده و گاه در خراباتم…

Continue Reading...

خیال عشق

خیال عشق خیال عشق تو از سر به در نمی‌آید ز من علاج به جز ترک سر نمی‌آید الهی آنکه نبودی نهال قد بتان که…

Continue Reading...

در استقبال غزل رئیس الوزرا

در استقبال غزل رئیس الوزرا ای بارگاه حسن تو محمود ایاز کن وی خسروان به پیش ایازت نیاز کن ویرانه ساز کعبه دلها چو سومنات…

Continue Reading...

خیانت وطن

خیانت وطن دوباره فتنه چشم تو فتنه برپا کرد دلم ز شهر چو دیوانه رو به صحرا کرد خدا خراب کند آن کسی که مملکتی…

Continue Reading...

درد عشق

درد عشق جز سر زلف تو دل را سر و سامانی نیست سر شب تا سحرش غیر پریشانی نیست تا به ویرانه دل جغد غمش…

Continue Reading...

دست به دامان!

دست به دامان! گر رسد دست من به دامانش می‌زنم چاک تا گریبانش عمرم اندر غمت بپایان شد شب هجر تو نیست پایانش درد عشق…

Continue Reading...

دل خوار کرد

دل خوار کرد دل خوار کرد در بر هر خار و خس مرا نگذاردم بحال خود این بوالهوس مرا از بسکه غم کشیده مرا سر…

Continue Reading...

دل کارگر زلف سرمایه‌دار

دل کارگر زلف سرمایه‌دار چه گویمت که چه از دست یار می‌گذرد به من هرآنچه که از روزگار می‌گذرد ز یار شکوه کنم یا ز…

Continue Reading...

دمکرات و اعتدال

دمکرات و اعتدال مرا عقیده پیرار و پارسالی نیست خیال روی دمکرات و اعتدالی نیست زرنگهای طبیعت که نیست جز نیرنگ مرا بدیده بجز نقش…

Continue Reading...

راز دل

راز دل از غم هجر تو روزگار ندارم غیر وصال تو انتظار ندارم چون خم گیسوی بیقرار تو یک دم بی رخ ماهت بتا قرار…

Continue Reading...