تیغ زبان پرده های ریا

تیغ زبان پرده های ریا محشر هر جا روم آنجا سر پا خواهم کرد بین چه آشوب من بیسر و پا خواهم کرد بس که…

Continue Reading...

جور

جور جور این قدر به یک تن تنها نمی‌شود گویی اگر که می‌شود حاشا نمی‌شود ظالم‌تر از طبیعت و مظلوم‌تر ز من تا ختم آفرینش…

Continue Reading...

حال دل

حال دل حال دل با تو مرا اشک بصر می‌گوید راز پنهان من از خانه به در می‌گوید سر زد از کوه مرا ناله ولی…

Continue Reading...

جمهوری عشق سلطنت حسن

جمهوری عشق سلطنت حسن عشق! مریزادت آن دو بازوی پر زور قادر و قاهر توئی و ما همه مقهور! سلطنت حسن را دوام و بقائی…

Continue Reading...

حکایت هجران

حکایت هجران سزد بر اوج فلک، سرکشی کند سر من اگر بطالع من باز گردد اختر من بحشر نامه اعمال اگر برون آرم پر از…

Continue Reading...

خانه بدوش

خانه بدوش (دوش دیدم «شنل » انداخته «سردار» به دوش) همچو افعی زده می پیچم از اندیشه دوش خانه اش کاش عزاخانه شود ز آنکه…

Continue Reading...

خم دو طره

خم دو طره خم دو طره طرار یار یکدله بین بپای دل ز خمش صد هزار سلسله بین از آن کمند خم اندر خمش نخواهد…

Continue Reading...

خوش آن زمان

خوش آن زمان خوش آن زمان که دلم پای‌بند یاری بود به کوی باده‌فروشانم اعتباری بود بیار باده که از عهد جم همین مانده است…

Continue Reading...

خسروان بیگانه‌پرست وکلای خائن

خسروان بیگانه‌پرست وکلای خائن ای طرّه‌ات کلف به رخ آفتاب‌کن روی تو آفتاب و مه اندر نقاب‌کن تیر نگاه چشم تو رستم به غمزه دوز…

Continue Reading...

خنده پس از گریه

خنده پس از گریه به سر کویت اگر رخت نبندم چه کنم واندر آن کوی اگر ره ندهندم چه کنم من ز در بستن و…

Continue Reading...