ماییم که بیمایی ما مایهٔ ماست
ماییم که بیمایی ما مایهٔ ماست خود طفل خودیم و عشق ما دایهٔ ماست فیالجمله عروس غیب همسایهٔ ماست وین طرفه که همسایهٔ ما سایهٔ…
معشوقه و عشق عاشقان یک نفس است
معشوقه و عشق عاشقان یک نفس است رو هم نفسی جو، که جهان یک نفس است با هم نفسی گر نفسی بنشینی مجموع حیات عمر…
مسکین دل من! که بیسرانجام بماند
مسکین دل من! که بیسرانجام بماند در بزم طرب بی می و بیجام بماند در آرزوی یار بسی سودا پخت سوداش بپخت و آرزو خام…
ملک دو جهان را به طلبکار دهند
ملک دو جهان را به طلبکار دهند وین سود و زیان را به خریدار دهند بویی که صبا ز کوی جانان آورد وقت سحر آن…
نرگس، که ز سیم بر سر افسر دارد
نرگس، که ز سیم بر سر افسر دارد با دیدهٔ کور باد در سر دارد در دست عصایی ز زمرد دارد کوری به نشاط شب…
نی بر سر کوی تو دلم یافته جای
نی بر سر کوی تو دلم یافته جای نی در حرم وصل نهاده جان پای سرگشته چنین چند دوم گرد جهان؟ ای راهنما، مرا به…
هر بوی که از مشک و قرنفل شنوی
هر بوی که از مشک و قرنفل شنوی از دولت آن زلف چو سنبل شنوی چون نغمهٔ بلبل ز پی گل شنوی گل گفته بود…
هر چند کباب دل و چشم تر هست
هر چند کباب دل و چشم تر هست هجر تو ز وصل دیگری خوشتر هست تو پنداری که بی تو خواب و خور هست؟ بی…
هان! راز دل خستهٔ ما فاش مکن
هان! راز دل خستهٔ ما فاش مکن با یار عزیز خویش پرخاش مکن آن دل که به هر دو کون سر در ناورد اکنون که…
نی کرده شبی بر سر کویت گذری
نی کرده شبی بر سر کویت گذری نی بوی خوشت به من رسیده سحری نی یافته از تو اثری، یا خبری عمرم بگذشت بیتو، آخر…





