بی روی تو عاشقت رخ گل چه کند؟

بی روی تو عاشقت رخ گل چه کند؟ بی بوی خوشت به بوی سنبل چه کند؟ آن کس که ز جام عشق تو سرمست است…

Continue Reading...

بیمار توام، روی توام درمان است

بیمار توام، روی توام درمان است جان داروی عاشقان رخ جانان است بشتاب، که جانم به لب آمد بی‌تو دریاب مرا، که بیش نتوان دانست

Continue Reading...

پیری ز خرابات برون آمد مست

پیری ز خرابات برون آمد مست دل رفته ز دست و جام می بر کف دست گفتا: می نوش، کاندرین عالم پست جز مست کسی…

Continue Reading...

بیزار شد از من شکسته همه کس

بیزار شد از من شکسته همه کس من مانده‌ام اکنون و همان لطف تو بس فریاد رسی ندارم، ای جان و جهان در جمله جهان…

Continue Reading...

پیری بدر آمد ز خرابات فنای

پیری بدر آمد ز خرابات فنای در گوش دلم گفت که: ای شیفته رای گر می‌طلبی بقای جاوید مباش بی‌بادهٔ روشن اندرین تیره‌سرای

Continue Reading...

پیوسته صبور و رنج‌کش می‌باشم

پیوسته صبور و رنج‌کش می‌باشم وندر پی عاشقان ترش می‌باشم دل در دو جهان هیچ نخواهم بستن با آنکه مرا خوش است خوش می‌باشم

Continue Reading...

پرسیدم از آن کسی که برهان دانست

پرسیدم از آن کسی که برهان دانست کان کیست که او حقیقت جان دانست؟ بگشاد زبان و گفت: ای آصف رای این منطق طیر است،…

Continue Reading...

تا با توام، از تو جان دهم آدم را

تا با توام، از تو جان دهم آدم را وز نور تو روشنی دهم عالم را چون بی‌تو بوم، قوت آنم نبود کز سینه به…

Continue Reading...

تا ظن نبری که مشکلی نیست مرا

تا ظن نبری که مشکلی نیست مرا در هر نفسی درد دلی نیست مرا مشکل‌تر ازین چیست؟ که ایام شباب ضایع شد و هیچ منزلی…

Continue Reading...

تو واقف اسرار من آنگاه شوی

تو واقف اسرار من آنگاه شوی کز دیده و دل بندهٔ آن ماه شوی روزیت اگر به روز من بنشاند از حالت شب‌های من آگاه…

Continue Reading...