ای دل، قلم نقش معما می‌باش

ای دل، قلم نقش معما می‌باش فراش سراپردهٔ سودا می‌باش مانندهٔ پرگار به گرد سر خویش می‌گرد و به طبع پای بر جا می‌باش

Continue Reading...

ای دوست، به دوستی قرینیم تو را

ای دوست، به دوستی قرینیم تو را هر جا که قدم نهی زمینیم تو را در مذهب عاشقی روا نیست که ما: عالم به تو…

Continue Reading...

ای دوست، فتاد با تو حالی دل را

ای دوست، فتاد با تو حالی دل را مگذار ز لطف خویش خالی دل را زیبد به جمال تو خود بیارایی دل زیرا که تو…

Continue Reading...

ای دوست، بیا، که با تو باقی دارم

ای دوست، بیا، که با تو باقی دارم با هجر تو چند وثاقی دارم؟ در من نظری کن، که مگر باز رهم زین درد که…

Continue Reading...

ای روی تو آرزوی دیرینهٔ ما

ای روی تو آرزوی دیرینهٔ ما جز مهر تو نیست در دل و سینهٔ ما از صیقل آدمی زداییم درون تا عکس رخت فتد در…

Continue Reading...

ای کاش! بدانمی که من کیستمی؟

ای کاش! بدانمی که من کیستمی؟ تا در نظرش بهتر ازین زیستمی یا جمله تنم دیده شده، تا شب و روز در حسرت عمر رفته…

Continue Reading...

ای زندگی تو و توانم همه تو

ای زندگی تو و توانم همه تو جانی و دلی، ای دل و جانم همه تو تو هستی من شدی، از آنم همه من من…

Continue Reading...

ای کاش! به سوی وصل راهی بودی

ای کاش! به سوی وصل راهی بودی یا در دلم از صبر سپاهی بودی ای کاش! چو در عشق تو من کشته شوم جز دوستی…

Continue Reading...

ای کرده غمت با دل من روی به روی

ای کرده غمت با دل من روی به روی زلف تو کند حال دلم موی به موی اندر طلبت چو لولیان می‌گردم دور از در…

Continue Reading...

ای کرده به من غم تو بیداد بسی

ای کرده به من غم تو بیداد بسی دریاب، که نیست جز تو فریاد رسی جانا، چه زیان بود اگر سود کند از خوان سگان…

Continue Reading...