آوازهٔ حسنت از جهان می‌شنوم

آوازهٔ حسنت از جهان می‌شنوم شرح غمت از پیر و جوان می‌شنوم آن بخت ندارم که ببینم رویت باری، نامت ز این و آن می‌شنوم

Continue Reading...

اول قدم از عشق سر انداختن است

اول قدم از عشق سر انداختن است جان باختن است و با بلا ساختن است اول این است و آخرش دانی چیست؟ خود را ز…

Continue Reading...

ای از کرمت مصلح و مفسد به امید

ای از کرمت مصلح و مفسد به امید وز رحمت تو به بندگان داده نوید شد موی سفید و من رها کرده نیم در نامهٔ…

Continue Reading...

ای جان من، از دل خبرت نیست، چه سود؟

ای جان من، از دل خبرت نیست، چه سود؟ در عالم جان رهگذرت نیست، چه سود؟ جز حرص و هوی، که بر تو غالب شده…

Continue Reading...

ای جان و جهان، تو را ز جان می‌طلبم

ای جان و جهان، تو را ز جان می‌طلبم سرگشته تو را گرد جهان می‌طلبم تو در دل من نشسته‌ای فارغ و من از تو…

Continue Reading...

ای جملهٔ خلق را ز بالا و ز پست

ای جملهٔ خلق را ز بالا و ز پست آورده ز لطف خویش از نیست به هست بر درگه عدل تو چه درویش و چه…

Continue Reading...

ای در طلب تو عالمی در شر و شور

ای در طلب تو عالمی در شر و شور نزدیک تو درویش و توانگر همه عور ای با همه در حدیث و گوش همه کر…

Continue Reading...

ای دل، سر و کار با کریم است، مترس

ای دل، سر و کار با کریم است، مترس لطفش چو خداییش قدیم است، مترس از کرده و ناکرده و نیک و بد ما بی…

Continue Reading...

ای دل، پس زنجیر تو دیوانه نشین

ای دل، پس زنجیر تو دیوانه نشین در دامن درد خویش مردانه نشین ز آمد شد بیهوده تو خود را پی کن معشوق چو خانگی…

Continue Reading...

ای دوست بیا، که بی تو آرامم نیست

ای دوست بیا، که بی تو آرامم نیست در بزم طرب بی‌تو می و جامم نیست کام دل و آرزوی من دیدن توست جز دیدن…

Continue Reading...