یاران، غمم خورید، که غمخوار مانده‌ام

یاران، غمم خورید، که غمخوار مانده‌ام در دست هجر یار گرفتار مانده‌ام یاری دهید، کز در او دور گشته‌ام رحمی کنید، کز غم او زار…

Continue Reading...

یک لحظه دیدن رخ جانانم آرزوست

یک لحظه دیدن رخ جانانم آرزوست یکدم وصال آن مه خوبانم آرزوست در خلوتی چنان، که نگنجد کسی در آن یکبار خلوت خوش جانانم آرزوست…

Continue Reading...

همی گردم به گرد هر سرایی

همی گردم به گرد هر سرایی نمی‌یابم نشان دوست جایی وگر یابم دمی بوی وصالش نیابم نیز آن دم را بقایی وگر یک دم به…

Continue Reading...

وقت است که بر لاله خروشی بزنیم

وقت است که بر لاله خروشی بزنیم بر سبزه و گل‌خانه فروشی بزنیم دفتر به خرابات فرستیم به می بر مدرسه بگذریم و دوشی بزنیم

Continue Reading...

یارب، به تو در گریختم بپذیرم

یارب، به تو در گریختم بپذیرم در سایهٔ لطف لایزالی گیرم کس را گذر از جادهٔ تقدیر تو نیست تقدیر تو کرده‌ای، تو کن تدبیرم

Continue Reading...

یک عالم از آب و گل بپرداخته‌اند

یک عالم از آب و گل بپرداخته‌اند خود را به میان ما در انداخته‌اند خود گویند راز و خود می‌شنوند زین آب و گلی بهانه…

Continue Reading...

یاری که نکو بخشد و بد بخشاید

یاری که نکو بخشد و بد بخشاید گر ناز کند و گر نوازد شاید روی تو نکوست، من بدانم خوشدل کز روی نکو بجز نکویی…

Continue Reading...

آخر بدمد صبح امید از شب من

آخر بدمد صبح امید از شب من آخر نه به جایی برسد یارب من؟ یا در پایت فگند بینم سر خویش یا بر لب تو…

Continue Reading...

از آتش غم چند روانم سوزی؟

از آتش غم چند روانم سوزی؟ وز ناوک غمزه چند جانم دوزی؟ گویی که: مخور غم، چه کنم گر نخورم؟ چون نیست مر از تو…

Continue Reading...

از بادهٔ عشق شد مگر گوهر ما؟

از بادهٔ عشق شد مگر گوهر ما؟ آمد به فغان ز دست ما ساغر ما از بسکه همی خوریم می را بر می ما درسر…

Continue Reading...