کی ببینم چهرهٔ زیبای دوست؟
کی ببینم چهرهٔ زیبای دوست؟ کی ببویم لعل شکرخای دوست؟ کی درآویزم به دام زلف یار؟ کی نهم یک لحظه سر بر پای دوست؟ کی…
کی بود کین درد را درمان کنی؟
کی بود کین درد را درمان کنی؟ کی بود کین رنج را آسان کنی؟ کی بسازی چارهٔ بیچارهای؟ بیدلی را کی دوای جان کنی؟ کی…
گر از زلف پریشانت صبا بر هم زند مویی
گر از زلف پریشانت صبا بر هم زند مویی برآید زان پریشانی هزار افغان ز هر سویی به بوی زلف تو هر دم حیات تازه…
گر چه دل خون کنی از خاک درت نگریزیم
گر چه دل خون کنی از خاک درت نگریزیم جز تو فریادرسی کو که درو آویزیم؟ گذری کن، که مگر با تو دمی بنشینیم نظری…
گر به رخسار تو، ای دوست، نظر داشتمی
گر به رخسار تو، ای دوست، نظر داشتمی نظر از روی خوشت بهر چه برداشتمی؟ چون من بیخبر از دوست دهندم خبری باری، از بیخبری…
گر چه ز جهان جوی نداریم
گر چه ز جهان جوی نداریم هم سر به جهان فرو نیاریم زان جا که حساب همت ماست عالم همه حبهای شماریم خود با دو…
گر آفتاب رخت سایه افکند بر خاک
گر آفتاب رخت سایه افکند بر خاک زمینیان همه دامن کشند بر افلاک به من نگر، که به من ظاهر است حسن رخت شعاع خور…
گر ز شمعت چراغی افروزیم
گر ز شمعت چراغی افروزیم خرمن خویش را بدان سوزیم در غمت دود آن به عرش رسد آتشی، کز درون برافروزیم آفتاب جمال بر ما…
گهی درد تو درمان مینماید
گهی درد تو درمان مینماید گهی وصل تو هجران مینماید دلی کو یافت از وصل تو درمان همه دشوارش آسان مینماید مرا گه گه به…
گر نظر کردم به روی ماه رخساری چه شد؟
گر نظر کردم به روی ماه رخساری چه شد؟ ور شدم مست از شراب عشق یکباری چه شد؟ روی او دیدم سر زلفش چرا آشفته…





