ساقی، قدحی می مغان کو؟

ساقی، قدحی می مغان کو؟ مطرب غزل تر روان کو؟ آن مونس دل کجاست آخر؟ و آن راحت جان ناتوان کو؟ آیینهٔ سینه زنگ غم…

Continue Reading...

سر به سر از لطف جانی ای پسر

سر به سر از لطف جانی ای پسر خوشتر از جان چیست؟ آنی ای پسر میل دل‌ها جمله سوی روی توست رو که شیرین دلستانی…

Continue Reading...

سر به سر از لطف جانی ساقیا

سر به سر از لطف جانی ساقیا خوشتر از جان چیست؟ آنی ساقیا میل جان‌ها جمله سوی روی توست رو، که شیرین دلستانی ساقیا زان…

Continue Reading...

سر عشقت کس تواند گفت؟ نی

سر عشقت کس تواند گفت؟ نی در وصفت کس تواند سفت؟ نی دیدهٔ هر کس به جاروب مژه خاک درگاهت تواند رفت؟ نی از گلستان…

Continue Reading...

سهل گفتی به ترک جان گفتن

سهل گفتی به ترک جان گفتن من بدیدم، نمی‌توان گفتن جان فرهاد خسته شیرین است کی تواند به ترک جان گفتن؟ دوست می‌دارمت به بانگ…

Continue Reading...

شاد کن جان من، که غمگین است

شاد کن جان من، که غمگین است رحم کن بر دلم، که مسکین است روز اول که دیدمش گفتم: آنکه روزم سیه کند این است…

Continue Reading...

شاید که به درگاه تو عمری بنشینم

شاید که به درگاه تو عمری بنشینم در آرزوی روی تو، وانگاه ببینم دریاب که از عمر دمی بیش نمانده است بشتاب، که اندر نفس…

Continue Reading...

شدم از عشق تو شیدا، کجایی؟

شدم از عشق تو شیدا، کجایی؟ به جان می‌جویمت جانا، کجایی؟ همی پویم به سویت گرد عالم همی جویم تو را هر جا، کجایی؟ چو…

Continue Reading...

شهری است بزرگ و ما دروییم

شهری است بزرگ و ما دروییم آبی است حیات و ما سبوییم بویی به مشام ما رسیده است ما زنده بدان نسیم و بوییم بازیچه…

Continue Reading...

شود میسر و گویی که در جهان بینم؟

شود میسر و گویی که در جهان بینم؟ که باز با تو دمی شادمانه بنشینم؟ به گوش دل سخن دلگشای تو شنوم؟ به چشم جان…

Continue Reading...