ای رخ جان فزای تو گشته خجسته فال من

ای رخ جان فزای تو گشته خجسته فال من باز نمای رخ، که شد بی تو تباه حال من ناز مکن، که می‌کند جان من…

Continue Reading...

ای ز غم فراق تو جان مرا شکایتی

ای ز غم فراق تو جان مرا شکایتی بر در تو نشسته‌ام منتظر عنایتی گر چه بمیرم از غمت هم نکنی به من نظر ور…

Continue Reading...

ای ز فروغ رخت تافته صد آفتاب

ای ز فروغ رخت تافته صد آفتاب تافته‌ام از غمت، روی ز من بر متاب زنده به بوی توام، بوی ز من وامگیر تشنهٔ روی…

Continue Reading...

ای مرا یک بارگی از خویشتن کرده جدا

ای مرا یک بارگی از خویشتن کرده جدا گر بدآن شادی که دور از تو بمیرم مرحبا دل ز غم رنجور و تو فارغ ازو…

Continue Reading...

ای مطرب درد، پرده بنواز

ای مطرب درد، پرده بنواز هان! از سر درد در ده آواز تا سوخته‌ای دمی بنالد تا شیفته‌ای شود سرافراز هین! پرده بساز و خوش…

Continue Reading...

ای عشق، کجا به من فتادی؟

ای عشق، کجا به من فتادی؟ وی درد، به من چه رو نهادی؟ ای هجر، به جان رسیدم از تو بس زحمت و دردسر که…

Continue Reading...

ای که از لطف سراسر جانی

ای که از لطف سراسر جانی جان چه باشد؟ که تو صد چندانی تو چه چیزی؟ چه بلایی؟ چه کسی؟ فتنه‌ای؟ شنقصه‌ای؟ فتانی؟ حکمت از…

Continue Reading...

ای هر دهن ز یاد لبت پر عسل شده

ای هر دهن ز یاد لبت پر عسل شده در هر دهن خوشی لب تو مثل شده آوازهٔ وصال تو کوس ابد زده مشاطهٔ جمال…

Continue Reading...

ای یار، بیا و یاریی کن

ای یار، بیا و یاریی کن رنجه شو و غم‌گساریی کن آخر سگک در تو بودم یادم کن و حق‌گزاریی کن ای نیک، ز من…

Continue Reading...

این حادثه بین که زاد ما را

این حادثه بین که زاد ما را وین واقعه کاوفتاد ما را آن یار، که در میان جان است بر گوشهٔ دل نهاد ما را…

Continue Reading...