از غم عشقت جگر خون است باز
از غم عشقت جگر خون است باز خود بپرس از دل که او چون است باز؟ هر زمان از غمزهٔ خونریز تو بر دل من…
از میکده تا چه شور برخاست؟
از میکده تا چه شور برخاست؟ کاندر همه شهر شور و غوغاست باری، به نظارهای برون آی کان روی تو از در تماشاست پنهان چه…
از کرم در من بیچاره نظر کن نفسی
از کرم در من بیچاره نظر کن نفسی که ندارم بجز از لطف تو فریادرسی روی بنمای، که تا پیش رخت جان بدهم چه زیان…
آشکارا نهان کنم تا چند؟
آشکارا نهان کنم تا چند؟ دوست میدارمت به بانک بلند دلم از جان نخست دست بشست بعد از آن دیده بر رخت افکند عاشقان تو…
افسوس! که باز از در تو دور بماندیم
افسوس! که باز از در تو دور بماندیم هیهات! که از وصل تو مهجور بماندیم گشتیم دگر باره به کام دل دشمن کز روی تو،…
اکئوس تلالات بمدام
اکئوس تلالات بمدام ام شموس تهللت بغمام از صفای می و لطافت جام در هم آمیخت رنگ جام، مدام همهجا مست و نیست گویی می…
اگر فرصت دهد، جانا، فراقت روزکی چندم
اگر فرصت دهد، جانا، فراقت روزکی چندم زمانی با تو بنشینم، دمی در روی تو خندم درآ شاد از درم خندان که در پایت فشانم…
اگر شکسته دلانت هزار جان دارند
اگر شکسته دلانت هزار جان دارند به خدمت تو کمر بسته بر میان دارند شدند حلقه به گوش تو را چو حلقه به گوش چه…
اگر یکبار زلف یار از رخسار برخیزد
اگر یکبار زلف یار از رخسار برخیزد هزاران آه مشتاقان ز هر سو زار برخیزد وگر غمزهاش کمین سازد دل از جان دست بفشاند وگر…
الا قم، واغتنم یوم التلاقی
الا قم، واغتنم یوم التلاقی و در بالکاس وارفق بالرفاقی بده جامی و بشکن توبهٔ من خلاصم ده ازین زهد نفاقی مشعشعة اذا اسکرت منها…





