ازدست عشق

ازدست عشق از خان و مان آواره ام از دست عشق از دست عشق سرگشته و بیچاره ام از دست عشق از دست عشق ای…

Continue Reading...

آه از آن ساعت

آه از آن ساعت یا رب آن ساعت که خلق از ما نیارد هیچ یاد رحمت خود کن قرین ما الی یوم التّناد نامه نیکان…

Continue Reading...

اندر سایه طوبی

اندر سایه طوبی اشک سرخ و روی زرد من گواه است ای کریم برکمال عشق دیدار تو بالله العظیم بی هوای تو هوادار تو کی…

Continue Reading...

الله گو

الله گو باتو ای عاصی مرا صلح است هرگز جنگ نیست زانکه غیر از غم تو را اندر دل تنگ نیست روی زرد خود به…

Continue Reading...

آه مردم

آه مردم آه دردآلود مردم جان جانها را بسوخت سینه مجروح هر مجنون و شیدا را بسوخت درجگرهای کباب این آه من زد آتشی آه…

Continue Reading...

برون آ شهسوارا

برون آ شهسوارا برون آ شهسوار من تعلّل بیش از این تا کی ز حد بگذشت مشتاقی تحمّل بیش از این تا کی تو حال…

Continue Reading...

بلای ناگهان

بلای ناگهان دل ناشاد من شاید که روزی شادمان گردد ولی مشکل که آن نامهر هرگز مهربان گردد مرا گر شادی ای در دل رسد…

Continue Reading...

ای خوش آن روز

ای خوش آن روز ای خوش آن روزی که در دل مهر یاری داشتم سینه ای پرسوز چشم اشکباری داشتم یادباد آنگه که فارغ بودم…

Continue Reading...

باده جان

باده جان داد مرا جان تو باده ای از جان خویش کفر مرا کرد گوهر ایمان خویش حضرت او نیم شب گوید کای بوالعجب هیچ…

Continue Reading...

بلبل شوریده

بلبل شوریده ای بلبل شوریده دیوانه توئی یا ما جویای رخ خوب جانانه توئی یا ما تو عاشق گلزاری من عاشق دیدارم در درد فراق…

Continue Reading...