هر برگ اين چمن اثر اندوز جلوه اى ست
هر برگ اين چمن اثر اندوز جلوه اى ست بارى نظر به اين همه اثار بايدت استاد ضيا قاريزاده
هر شب بكشم از دل ناشاد خدايا
هر شب بكشم از دل ناشاد خدايا فرياد خدايا تا رخنه كنم در دل صياد خدايا فرياد خدايا مرغى كه بجز كنج قفس خانه ندارد…
همنشين بد
همنشين بد آشنائى بمردم نادان مايهء رنج و درد سر باشد همنشين بداست چون عقرب زهرش از وى كشنده تر باشد آه ازين مار آستين…
هنوز
هنوز هنوزت نينوازا سينه گرمست به اين گرمى نواى سرد شرمست بكار انداز هر سازى كه دارى اثر بخشاى هر دل را نرم است هنوزت…
هزار مرتبه بهتر يكى سياه چادر
هزار مرتبه بهتر يكى سياه چادر از اين فضيحت و اين برقع هاى شرم آور استاد ضيا قاريزاده
واعظى روى منبر تبليغ
واعظى روى منبر تبليغ هردم از خير و فديه ميزد جيغ حرف ها از فوايد خيرات خواند بر مؤمنان على الدرجات سخنش بود بسكه پرتأثير…
واى به حال وطن
واى به حال وطن جمله به خوابيم ، چه مردِ و چه زن واى به حال وطن نى هنر و علم، نه عقل و نه…
وطنم ای وطنم ای وطنی شیرینم
وطنم ای وطنم ای وطنی شیرینم تو دل و جان منی، گل ریحان منی، باغ بوستان منی گل امید مدام از چمن ات میچینم وطنم…
وقتى كه قحط سالى مهر و وفا شود
وقتى كه قحط سالى مهر و وفا شود وقتى كه چشم طمع به دست گدا شود وقتى كه طى شود كرم حاتم زمان وقتى كه…
وكيل مطلق
وكيل مطلق با ساز و سرود و با ترانه گشتيم به شاهدي روانه گفتم به عروس محرمانه كاي لعل لب تو قند خشتي است برگو…





