‎شمع محفل

‎شمع محفل ‎چند روزى بر سر كوى تو منزل ميكنم ‎ خاك كويت را به آب چشم خود گل ميكنم ‎ موج را مانم كه…

Continue Reading...

‎شهرآشوب

‎شهرآشوب ‎تو و سرشارى جوانى ها ‎من و اين رنج ناتوانى ها ‎تو و آشوب شهر نيكويى ‎من و بدنام زندگانى ها ‎تو و در…

Continue Reading...

شور محشر‎

شور محشر‎ خبر دارى چرا گل زود فرسود ‏‎از آنكو در گلستان خنده زد زود ‏‎تحول بين كه زير چرخ هر آن ‏‎شود نابود بود…

Continue Reading...

شیخ تا عزم بر نماز شکست

شیخ تا عزم بر نماز شکست صد وضو تازه‌ کرد و باز شکست حضرت بيدل رح فرصت ما به خيز و جست گذشت چون وضوئى…

Continue Reading...

ضيا حديث طراوت به شعر ماست تمام

ضيا حديث طراوت به شعر ماست تمام مدام تازه در آغوش نو بهار خوديم استاد ضيا قاريزاده

Continue Reading...

طالع ناساز

طالع ناساز ‏‎كرده مفتونِ خود آن چشمِ فسونسازم باز ‏‎دوستان مى فتد از پرده برون رازم باز ‏‎فصل گل ميگذرد پنجه ى صياد كجاست ‏‎كه…

Continue Reading...

‎طبع افلاطون

‎طبع افلاطون ‎فلاطون؛ آن جهان علم و حكمت ‎كه حكمت را علم بود و علامت ‎شبى در محضر دانش پژوهان ‎ كمى بگرفته خاطر بود…

Continue Reading...

طلسم راز

طلسم راز تار ابرو كلاه ى ناز شكست قامت سرو سر فراز شكست فرصت ما به خيز و جست گذشت چون وضوي كه در نماز…

Continue Reading...

‎عاشق ناكام

‎عاشق ناكام ‎من عاشق ناكامم، ناكامم و بدنامم ‎عشق است سرآغازم،عشق است سرانجامم ‎دانم كه نمى آيد جز عشق به كار اينجا ‎ديوانه نمى سازد…

Continue Reading...

عاقبت اى گلرخان ز جور بسيار

عاقبت اى گلرخان ز جور بسيار ميروم از شهر تان به چشم خونبار تا به كى خون جگر خوردن رنج بيهوده به سر بردن صبح…

Continue Reading...