ستم پيشه
ستم پيشه چه خوش گفت دوشم يكى از مهان كه بيخ ستم كنده به از جهان ستم مايه ى درد و رنج و بلاست به…
سرحد نيستى
سرحد نيستى خوش آنكو به نيكى گراينده باشد ز صورت به معنا پناهنده باشد نبيند گزند آنكه نبود گزنده گزند جهان بر گزاينده باشد خوش…
سگ سر مايه دار
سگ سر مايه دار شنیدم مفلسی صد ها هنر داشت وليكن ضعف طالع در جگر داشت شبی از اتفاق آسمانی رفیقی داد او را میهمانى…
سگ فرارى
سگ فرارى رسن بسته سگى قلاده بر دوش شنيدم از رسن گردن خطا كرد فرارى شد به سوى جيف مردار ز چنگ صاحبش خود را…
سنگر
سنگر خرم آن مرد دلاور كه به سنگر بدهد جان بهر حفظ وطن خويش مكرر بدهد جان خوش بر آن مرد سپاهى كه سر خاك…
سوز سخن ز ناله ي مستانه ي دل است
سوز سخن ز ناله ي مستانه ي دل است اين شمع را فروغ ز پروانه ي دل است مشت گليم و ذوق فغاني نداشتيم غوغاي…
سوخت
سوخت در هواي جلوه ات هم شمع و هم پروانه سوخت خشك و تر را آتش عشق تو بى باكانه سوخت بر اسيران تو لازم…
سياه چشم
سياه چشم سياه چشم اى گل نو رسته ى من سياه چشم اى بت گلدسته ى من سياه چشم اى سياه چشم جفا كار ببين…
سوز گفتار
سوز گفتار كجا بر خيزد از نى ناله ى زارى كه من دارم به اين گرمى كه دارد سوز گفتارى كه من دارم تب و…
سيماب صفت هر چه تپيديم و جهيديم
سيماب صفت هر چه تپيديم و جهيديم آيينه رخى را به مقابل نرسيديم استاد ضيا قاريزاده





