راه كمال

راه كمال اى آه سرد باش ولى بى اثر مباش چون سنگ سخت باش ولى بى شرر مباش راه كمال را به تپش مى توان…

Continue Reading...

‎ذوق آرام نباشد دل شيدايى را

‎ذوق آرام نباشد دل شيدايى را ‎نسبتى نيست بهم عشق وشكيبايى را ‎سر به خارا زنم از غصه خدا را گوئيد ‎كه نپوشم دگرآن جامه…

Continue Reading...

ديگ آش

ديگ آش بس كه ترشم ، رواش را مانم تلخى ، دود داش را مانم بى مزه چون دهان بيمارم بى حسم، مرده لاش را…

Continue Reading...

ديروز مادرى به گدايى كشيد دست

ديروز مادرى به گدايى كشيد دست از زير برقعى كه به جز آستر نداشت صد پاره بود پيراهن پينه پينه اش چيزى بنام جامه زپا…

Continue Reading...

‎رضاى يار

‎رضاى يار ‎به باغ بلبل شوريده همنواى منست ‎به راغ سنبل ژوليده آشناى منست ‎طلوع صبح ز جيب دريده ام رقمى ست ‎سواد شام نمودى…

Continue Reading...

رفتم به بدن دوش كه گيرم خبر جان

رفتم به بدن دوش كه گيرم خبر جان شد جنگ ميان من و معده به سر نان استاد احمد ضيا قاريزاده استاد سال ها قبل…

Continue Reading...

رفتيم از اين باغ هجرى تو حاصل

رفتيم از اين باغ هجرى تو حاصل داغ تمنا چون لاله بر دل هر جا كه رفتيم يادِ تو كرديم وادى به وادى منزل به…

Continue Reading...

‎رفتم

‎رفتم ‎چون ابر ز كوى تو گزر كردم و رفتم ‎چشم خود و دامان تو تر كردم و رفتم ‎اى ماه ز مهر تو چو…

Continue Reading...

‏‎رفتيم از اين بيابان، كرديم رو به دريا

‏‎رفتيم از اين بيابان، كرديم رو به دريا ‏‎تا گم كنيم خود را چون آب جو به دريا ‏‎نگشود عقده ى دل چرخ كبود ناخن…

Continue Reading...

رقيب بى حيا

رقيب بى حيا پشت سر ما را رقيب بى حيا دَو ميزند چون كه مى بيند مرا فوراً دَو خو ميزند اين گداى پول پرور…

Continue Reading...