در فراق پسران – فرهاد و فرزاد
در فراق پسران – فرهاد و فرزاد فصل گرما سپرى گشته و پائيزان ست ديدهء من برخ شبنم و گل گريان ست برگ زرينه كه…
در محبت آرزو را اعتبار ديگر است
در محبت آرزو را اعتبار ديگر است اين حريفان وصل ميخواهند و (بيدل) انتظار حضرت ابوالمعانى ذوق وصال او ضيا! مايه ى هستى من…
در وصف فرهاد جان برادر بزرگوارم
در وصف فرهاد جان برادر بزرگوارم به گفتار نظامى اى خردمند كه بر اهل خرد نيكو دهد پند ايا فرهاد من اى شاخ شمشاد نه…
در وصف بهار
در وصف بهار نو بهار آمد که بلبل باز بال و پر کشد شاهد گل از سر دیوار گلشن سر کشد گردن شاخ از شگوفه…
دراين گلشن شکست رنگ وبوسطریست ازحالم
دراين گلشن شکست رنگ وبوسطریست ازحالم پیام بینوایان نامه اى برگ خزان دارد ابوالمعانى پاييز رسيد و برگريزان شد گل جامه دريد و شاخ عريان…
دعواى مساوات
دعواى مساوات جهان در فكر سرزوريست، باور ميكني يا نه نه دلسوزي، نه غمخوريست، باور ميكني يا نه حق ويتو و دعواي مساوات، اين چه…
دفتر هستى
دفتر هستى دفتر هستى خطوط فتنه كم دارد هنوز خامه ى تقدير آهنگ رقم دارد هنوز كوهساران زادگان ضربت دست قضاست روى خاك هر جا…
دل بيقرار
دل بيقرار اى دل بيقرار من لاله ى داغ دار من چنگ مزن به سينه ام دور شو از كنار من اى دل بيقرار…
دل پر درد
دل پر درد در سينه دلى دارم پرُ درد و همين بهتر ميسوزم و ميسازم يا رب! چه از اين بهتر آن دل كه ندارد…
دل را خم زلف خانه بايستى
دل را خم زلف خانه بايستى صد چاك بسان شانه بايستى افسانه اى جوى شير پر شور است شيرين تر از ين فسانه بايستى آيينه…





