دام گيسو
دام گيسو مرغ دل از گيسوى او دام دارد اين مسافر خانهء در شام دارد حرمت بزم مغان بنگر كه شبها مستى دارد باده دارد…
دختر راننده
دختر راننده ديدم از دور يكى موتر از آن موتر ها بود راننده آن دختر، از آن دختر ها دختري شوخ و سيه موى و…
دختر نقاش ترکی گفت نقشت چون کشم
دختر نقاش ترکی گفت نقشت چون کشم گفتمش اندر دل شب آه می باید کشید گفت اگر تصویر خودرا برکشم نزدیک آن گفتمش پهلوی آن…
در بحر محاط زندگانى
در بحر محاط زندگانى در زورق اين جهان فانى زن لنگر و مرد باد بانست زن بازوى مرد را توانست زن هادى كاروان هستى ست…
در آن وادى نمى جوشد بهارى
در آن وادى نمى جوشد بهارى كه غير از لاله پُر خونى ندارد ز دامانش نمى خيزد غبارى از آن صحرا كه مجنونى ندارد استاد…
در سجده ى خداست تونائى بقا
در سجده ى خداست تونائى بقا تا حلقه است زور كمان كم نمى شود ضيا قاريزاده
در شان حضرت غوث الا عظم دستگير رح
در شان حضرت غوث الا عظم دستگير رح اولاده ى رسولِ خدايي و پير هم محبوب كبريا و شهي دستگير هم داري محى الدين…
در این ستمکده نومید خفتهای بیدل
در این ستمکده نومید خفتهای بیدل به آرزوی دلت ميدهم قسم برخيز نواي آدم ستاره كور شد و جلوه زد سحر برخيز به ياد منتظران…
در شهر ما
در شهر ما در شهر ما ز اهل هنر هيچكس نماند زان كاروان بغير صداى جرس نماند رفتند عالمان و اديبان از اين ديار يك…
در شهر ما
در شهر ما در شهر ما ز اهل هنر هيچ كس نماند زان كاروان به غير صداى جرس نماند رفتند عالمان و اديبان از…





