خبر دارى كه امر سنت ما
خبر دارى كه امر سنت ما سلام عليك، عليكم السلام است بدين امر بسيط و ساده بگراى كه ما را بهترينِ احترام است استاد ضياء…
خبر ندارى
خبر ندارى از اضطرابم ز پيچ و تابم تو اى پرى رو تو اى جفا جو خبر ندارى، به خدا خبر ندارى به آه سردم…
خبر دارى چرا گل زود فرسود
خبر دارى چرا گل زود فرسود از آنكو در گلستان خنده زد زود تحول بين كه زير چرخ هر آن شود نابود بود و بود…
خبر ندارى
خبر ندارى از اضطرابم ز پيچ و تابم تو اى پرى رو تو اى جفا جو خبر ندارى، به خدا خبر ندارى به آه سردم…
خدا بى عيب است
خدا بى عيب است گفت چرسي به شرابي كه : خدا بى عيب است عيب در داكترى هاست : دوا بى عيب است سگرتي با…
خداشناسي
خداشناسي هنوز دست مغان در هواي ساختن است هنوز تاب و تب مى كشان گداختن است به حيرتم كه چرا آدمى خدا نشود خداشناسي اگر…
خدايا چشم بازم ده خدايا
خدايا چشم بازم ده خدايا نگاه چرخ تازم ده خدايا دلى ده ناله خيز و سينه پرواز در آن دل سوز و سازم ده خدايا…
خدمت خلق
خدمت خلق هر كه بر خلق خدا بيمزد خدمت ميكند در دو گيتى بهر خود كسب سعادت ميكند آدميت چيست؟ بر اولاد آدم…
خزان ديگر
خزان ديگر فصل خزان رسيد و جهان زرد و زار شد فرش زمردين چمن زرنگار شد قمرى زبون و سرو سهى گشت واژگون در مرگ…
خزان زندگى
خزان زندگى خزان باز شيرازه اى گل گسيخت فرا روى آب روان خاك ريخت ورق گشت يكباره گلزار را شكستند در چشم گل خار را…





