چراغ پير زن
چراغ پير زن به باد گفت شبانگه چراغ پير زنى كه پيش مشت تو نتوان گشود كس دهنى هنوز ناشده روشن كه ميكُشى…
چمن چراغان است اى اى گلكم
چمن چراغان است اى اى گلكم چشمم به گريان است اى اى گلكم دلم پريشان است اى اى گلكم استاد احمد ضيا قاريزاده
چمن چراغان است
چمن چراغان است چمن چراغان است اى اى گلكم چشمم به گريان است اى اى گلكم دلم پريشان است اى اى گلكم نسيم صبحدم گشته…
چراغ دل
چراغ دل كردم به ياد روى تو روشن چراغ دل باز آ كز انتظار نسوزم به داغ دل مرديم و داغ عشق تو برديم زير…
چه شود گر كه در افتد نظر پير بمن
چه شود گر كه در افتد نظر پير بمن خوش ندارم كه شود آئينه تصوير بمن پيش از مرگ بديدار تو روشن گردد جان من…
حيف
حيف سرد شد باد مهرگانى حيف زرد شد شاخ ارغوانى حيف زلف سنبل به پيچ و تاب افتاد در كف صرصر خزانى حيف پاره شد…
حريفان مغتنم داريد دور كامرانى را
حريفان مغتنم داريد دور كامرانى را درين محفل به كام بخت ما هم بود ايامى حضرت بيدل رح شما اى دوستان از زندگانى بهره برداريد…
خامهء شاعر
خامهء شاعر يكى ناى نا چيز پا در گلى قد افراشت بر دست صاحبدلى چو از بند خاك و گل آزاد شد به ناليدن نيك…
خانه ي ما هم به سرك ميرود
خانه ي ما هم به سرك ميرود اشك ز چشمم چو چكك ميرود خانه ى ما را سرك انگاشتند بيرق سرخى سرش افراشتند توبره از…
خانمان و مال و دارايى ضيا هيچ است هيچ
خانمان و مال و دارايى ضيا هيچ است هيچ از همه بگريخته، رو با خدا پرداخته استاد ضيا قاريزاده





